تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
همه به يك بار از هول جان ، خودها را چون آدم آبى انگاشته به درياى ناپيدا كنار سيحون در انداخته ، طعمهء مارماهى گرديدند و ديگرانى كه در كوچه باغها خودها را زده بودند به چندين جان تلاشى گريخته ، در اندرون شهر خجند درآمده مىخواستند كه دروازه‌هاى شهر را كشيده ، محافظت نمايند . فرصت گنجايش ناكرده ، علاج‌پذير نشد . بالضرور بعضى از آن به درون ارگ درآمده قبل شدند . و مقدار دو سه هزار ديگر را در وقت گريز قافيه تنگى كرده ، از پيش دروازهء ارگ شهر همچنان مسلّح و مكمّل ، آنها نيز به اميد نجات خودها را به دريا انداخته به گرداب فنا فرو رفتند . پنج شش هزار از عساكر گردون مآثر پياپى دشمن شام اولش در شهر درآمده شب را به سر بردند و در نيمه از شب خان بىسروسامان مع نزديكان خود سلطان محمود خان برادر خود از ارگ خجند فرآمده از جانب دريا رويه از شهر برآمده به جانب خوقند راه گريز پيش گرفته ، بدر رفته بود . على الصّباح روز ديگر بقيهء لشكر منصور فوج‌فوج در شهر خجند درآمده تمامى شهر را از سراى و مدرسه تا محلاتى كه بود همه را به باد تاراج برباد دادند . بعد از فراغ خاطر پادشاه زمان نصرت توأمان ، مع بقيهء لشكرى ، رايت برافراشته كوس و گور كه فرو كوفته ، از بالاى بلندى قير رفك به سعادت و اقبال در كميت دولت راكب گرديده ، عنان عزيمت را از بيرون آبدانى شهر معطوف داشته از دامنهء قير گذر نموده ، در جانب شرقى ولايت خجند در بالاى راه خوقند در سنگزار ميدان اسفسار نزول‌اجلال ارزانى فرمود . در آن روز اسيران به دست لشكرى افتاده را مكتوب نمودند ، مقدار پنج هزار بندى قلمى نموده شد . پس در آن سرزمين امير صاحبقران نصرت‌قرين با تمكين ، مدت سه روز به جهت استراحت آرام گزين گرديده ، همهء لشكرى را از خورد و بزرگ كوروك ديده فراخورد هريك از اسب و اسباب و از هر باب از زر و سيم و به خلعتهاى فاخره سرافرازى بخشيده ، همه را مسرور الحال و مبتهج گردانيد و بنديهاى به دست افتاده را به فرمايش عالى در ولايت خجند در بند نگاه داشتند .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 182 | مؤلف مجهول / منوچهر ستوده