روز چهارم يكى از غلامان دربار عالى را در خجند از وجه ضبط نسق آن امانت گذاشته ، پس از آنجا فرمان لازم الاذعان نفاذ يافت كه ابراهيم بىدادخواه و عادل دادخواه و بردى يار ايشيك آقاسىيوز مع تومانات خودها به ايراول لشكر ظفرپيكر هادى گرديده ، به جانب خوقند اراده نمايند .
حسب الفرمايش عالى حضرت ميران با حشمت به دستور سابق مقدمهء سپاه منصور را گرفته يك منزل پيش از امير صافى ضمير روانه گرديده ، به قصبهء قرقچى قوم رسيده از آنجا گذشته به قصبهء محرم رسيده در لب درياى سيحون به زمين فرحت مشحون ، خيمه و خرگاه برپا نموده ، فروذ آمدند . چنانچه كه قراولان به هر جانب كه تردد و تفتيش نمودند ، در اين هردو ديار ، ديّارى نبود بلكه از جنبنده آثارى نه . و نيز از تعاقب ميران ايراول سرداران اونك و سول هم به فرمان عالى مبادرت نموده پىدرپى رسيده فروذ آمدند . بعد از آن امير صاحبقران سكندرنشان با لشكر شوكت توأمان مع گردان گردنكشان ، اقبال و دولت در ركاب ، ظفر و نصرت در عنان ، عزم رهنوردى نموده به چندين شوكت و حشمت راهى گرديد .
نظم
جهاندار جم قدر گردون شكوه * قيامت نهيب و ستاره گروه
فلك رتبه و شاه دريا نوال * سحاب كرم سايهء ذو الجلال
خديو جهان و شه با ظفر * برانداز آمد به صد كرّ و فرّ
شهريار والاتبار با چنين لشكر نامدار روى شوكت و اقتدار به صوب دار الملك خوقند و فرغانه زمين نهاده روان گرديده ، مراحل طى نموده ، از تعاقب ميران به قصبهء قرقچى قوم و محرم رسيده ، نزول اجلال ارزانى فرمود . از آنجا نيز روز ديگر رايت نصرت برافراخته عساكر گردون مآثر را به ترتيب سابق مرتب نموده عازم راه شده ، به قصبهء كان بادام رسيده فروذ آمد . در آن مكان هولنشان از جنس آدم تا حيوان جنبندهاى به نظرها مرئى نمىشد . اميران ايراول لشكرى در راهها به هر جانب قراول فرموده