تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
دشمن انداخته بود در همين شبانه روزى از لشكر فيروزى اثر و از بهادران نامور چندان سعى و كوشش به ظهور آمد كه زمانه از ذكر رستم و اسفنديار شرمسار گرديد و بهرام تيغ‌گذار از فراز حصار فيروزه كار سپهر به زينهار آمده بود . القصه على الصّباح روز ديگر صبح ظفر از مطلع اقبال صاحبقران نيكوسير دميدن آغاز نمود و نسيم بهجت شميم فيروزى بر رايت نصرت شعار خسرو گردون اقتدار وزيدن گرفت . فوج‌فوج سپاه ظفر انتباه از هر جانب ولايت رخنه انداخته ، به قهر و غلبه ولايت را تسخير نموده ، داخل شهر شدند . آواز الأمان از هر جانب از خوقنديان برآمدن گرفت . الأمانيه سپاه منصور با ذوق و سرور از هر سو بىمحابا غلبه كرده ، در شهر درآمده ، تا به پايتخت آن رسيده بودند كه سپاه مخالف از روى دهشت و هراس به هر جانب در گريز درآمده روى پنهان نموده چون بنات النّعش منتشر شدند . در اين وقت خان بىسروسامان محمد على خان شقاوت‌نشان را با اندك معدودى از هواخواهان خود از ارك برآمده ، به جانب مرغينان كنده بدر رفت . جماعت لشكرى از اوّل دميدن صبح تا به وقت قيام روز درون شهر را تا سراى مدرسه و محلات يغما و تاراج نمودند . قبيل پيشين بود كه شهنشاه كامكار سعادت‌يار به ساعت فرخنده و به زمان خجسته از لشكرگاه بيرون ، بر اشهب دولت و اقبال فارغ‌بال سوارى نموده ، به درون شهر خوقند بىگزند اغيار داخل گرديده ، بر تخت فيروزبخت خاقانى استقرار نموده ، لواى معدلت و مكرمت خسروانى برافراشت . خلايق سر انقياد به فرمان همايون نهاده از هر جانب دست اميد مباركبادى گشاده دعاى عمر و دولت جاويد طراز ابد دمساز مىكردند . از خوشى رويداد فتح و فيروزى گلهاى آمال در چمن دولت و اقبال شهنشاه نيكوخصال شكفته گرديده ، فرمان عالى شد كه كوس و گوركهء شاهى را به طريقهء شاديانه در زير اين نه رواق مينارنگ ، بلندآوازه گردانيدند . بعد از آن سپارش عالى شد كه اوديچيان جماعت الامانيه را از تاخت و تاراج منع نموده ، دست به سر فقرا و بيوه و بيچاره نمايند تا آنكه گزندى از جماعت لشكرى به آنها