عالى مردكار مقررى را پيشانداز كرده جر و جويهاى راههاى مرور را هموار كرده راهى شوند و نيز بردىيار ايشيك آقاسى مع لشكريهء قرقيوز و سپهسالاران ايراول مع نوكريهء خودها از پس و پيش توپخانهء عالى خبرگيران شده معيّن شوند .
بعد از اين سپارشات امير والاصفات بر تن مبارك جوشن پوشيده ، رمح خارا شكاف را به دست مبارك گرفته به توسن علانى جولانى راكب گرديده ، رايت نصرت آيت را برافراخته ، كوس و گوركه را فروكوفته به اركان دولت و با عساكر ذىشوكت ميمنه و ميسره و قلب و جناح را مرتب و آراسته گردانيده ، روى جلالت به جانب باغات خوقند كرده ، راهى گرديد . چه در آن عصر ، به اطراف ولايت خوقند قلعهء مستحكمى نبود .
خوقنديان به دهنهء راهها و كوچه باغها سنگرها مستحكم و مرتب نموده در هر بندر كه توپ و تفنگ خوابانيده تردد مىنمودند . محمد على خان هرچند مىدانيست كه سررشتهء دولت به خطاكارى و بدعهدى از دست داده است . روزگار برگشتهاش دمبدم به گوش جانش نداى « الفراق » مىرساند ، امّا ندامت و پشيمانى را فايده نبود . لاجرم از روى لاعلاجى به همراهى برادرش جلادتى اظهار نموده ، سپاه فقراى ولايت را هر دم دلدارى داده سراپاى شهر را گشته تردد مىنمود . و نيز از مضافات خوقند تمامى فقرا و رعاياى بيرونى را به اندرون شهر جاى داده ، در سنگرهاى مرتب نمودهاش آدمان كارآيى را مانده شب و روز « خاطر باش واقف باش » گفته كوس و گوركه و سنج و دمامه را بلند آوازه مىنمود .
القصه در آن روز موافق فرمان عالى ، ميران نامآور مع لشكر ظفرپيكر از هر جانب به درون باغات خوقند داخل شده جدّ و جهد و سعى و كوشش نموده هر جماعت از محاذى خودها ديوارها را غلطانيده به خانهها آتش زده ، پست و بلندى را يكسان نموده به هياهوى عجيبى راهى گرديده ، بدين دستور سه جانبهء شهر را احاطه نموده ، روان شده ، هر زمان سورن مىانداختند .
از اين هنگامه سپاه توران و خوقنديان در لرزه و اضطراب درآمده بودند و نيز عبد الصمد خان نايب با جماعت سرباز قادرانداز به ضرب توپ غنبورك آتش در نهاد
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٨٦