ساعتى توقف نموده نماز عصرى را در بالاى قير ادا نمودند . در آن حالت امير جمجاه خورشيد كلاه با ترتيب اونك و سول از پى سپهسالاران لشكر ايراول پىدرپى رسيده بر فراز پشته برآمده ديد كه تمامى لشكر جانبين در تحتنظر او نمايان بود .
فى الفور فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه اكنون وقت تنگ است ، جاى ايستادن نيست .
همه را پناه به خدا گفته ، فاتحه داده ، اشارت كردن همانا در اين حالت سپهسالاران صفدر مع لشكر ظفرپيكر و بهادران نامآور از بالا و نشيب قير توكّل به خدا كرده همه يكباره لجامريز چون سيلاب آفتانگيز به جانب دشمن حمله آورده به يمن دولت قوىبنياد جنابعالى از ميان آب عظيم عميق خطير به اندك توجه درگذشته از توپ و تفنگ دشمن نهراسيده با مخالفان رسيده درافتادند . از آن جانب نيز لشكر مخالف بهادران رزمآزماى لشكر منصور را به توپ و تفنگ گرفته از حدّ افزون كوشش نمودند سود نكرد . بالأخير خوقنديان را از رويداد اين حادثهء هايله به دلهاشان خوف و هراس غالب گرديد . ثبات و قرار از آن لشكرى صاحب اضطرار بر طرف گرديده ، از سر دهشت پاى به مركب فرار آورده ، عنان عزيمت به دست اضطرار داده ، سراسيمهوار روى ادبار به صوب گريز نهادند .
نظم
در اوّل عدو داشت روى ستيز * در آخر گرفتند راه گريز
در آن حالت به فرمان قضا جريان لشكر فيروزنشان از عقب دشمنان نامانده جدّ و جهد و كوشش نموده تكاميشى كرده جنگهاى رستمانه كرده تا به باغات خجند رسانيدند . سپاه منصور از هر سو غالب گشته ، تيغ انتقام خونآشام از نيام بركشيده در سر خوقنديان برگشته روز ، حربه آورده و مصاف مىنمودند . مردم بسيارى عرصهء تلف گرديد . از آن جنگگاه ، بعضى از دشمن از روى سراسيمگى از جانب دست راست از بيرون باروى خجند به جانب خوقند فرار بر قرار اختيار نمودند و برخى از آن جماعت از جانب دست چپ راه گريز پيش گرفته از روى خوف و هراسى كه مستولى گرديده بود