بگسترانيدند و در اندرون قبهء بارگاه فلك اشتباه ، شهنشاه نصرت انتباه برآمده بر سرير شاهى قرار گرفت .
نظم
سراپردهء ديبهء زرنگار * در و خيمه و خرگه بىشمار
بسيط زمين در سراپرده گم * در و بارگه رشك چرخ نهم
زده هر طرف خيمهء سايهبان * به يك سنگ ره از كران تا كران
چپ و راست اندر زده بارگاه * ز هر سو برافراخته سر به ماه
اميران به جاى خود از چارسو * فزون هر يكى را ز جمهاى و هو
عقيدت شعاران نيكو اطواران بردىيار توقسابه يوز مع سلطان محمود خان به فرمان خاقان صاحبقران مع ده هزار لشكر جرّار نامدار ظفركردار از جناب عالى فاتحه گرفته ، به جهت قراولى راه خوقند متصدى شده ، برآمده ، راهى گرديدند .
از سرحدّ محرم كان بادام تا به اطراف بيش اريغ ضبط و نسق نمودند به حدى كه در شبانهروزى پشه را مجال جنبش نبود .
القصه ، شهنشاه با تمكين در آن سرزمين تا به سه روز توقف نموده استراحت فرمود و بعضى از لشكريانى كه برحسب الفرمايش عالى به اطراف و جوانب آن حدود از براى تاخت و تاراج رفته بودند ، مظفّر و منصور با غنائم نامحصور از اشتر و اسب و گاو و گوسفند فراوان از حيّز امكان بيرون به لشكرگاه رسيدند و در آن منزل چندان مال و مواشى به دست افتاده بود كه پاى تقرير و تحرير اصلا به سرحد آن نرسد .
روز سيوم قراولان خبر رسانيدند كه محمد على خان طغايه خود را با دو نفر از اعيان مملكت همراه نموده ، به طريقهء ايلچىگى به جانب آستان خلافت نشان فرستاده است ، اظهار عجز و بيچارگى نموده ، امان مىطلبد .
چون ايلچيان محمد على خان متوجه بارگاه فلك اشتباه سليمان دستگاه ، شدند و به ركاببوسى همايون عالى فايز گرديدند ، بعد از مراسم بندگى و پس از مراتب