نوقوش تيگرمان ، آق تپه ، طغايك و غولكانداز را واپس گذاشته ، از دربند تنگى گذشته ، به شهر خجند كه عروس عالم است بىتعرض غيرى همآغوش گرديده ، به ارك آن ولا كه از طارم اعلى برتر است نزول اجلال ارزانى فرموده ، و به اقامت لوازم شكر و سپاس مالك الملك - تعالى و تقدّس - قيام نمود ، و آن منزل خجسته شمايل از فرّ وصول و حلول رايت سعادت آيات ، نزاهت جنّات يافت . آوازهء نقّارهء شاديانه كوه مغول را در رقص درآورده بود . نفير ناى و كرّهناى درياى پر امواج را در شورش آورده بود . و برحسب فرمان قضا جريان عساكر گردون مآثر ، فوجفوج ، بيرقبيرق از درون خجند گذشته به جانب شرقى شهر در بالاى راه خوقند ، خيمه و خرگاه و اثاثه بارگاه برپا نموده لشكرگاه كرده ، فروذ آمدند .
و نيز عبد الصمد خان نايب با جماعت سربازان و سركردگان خاصهبردار ، نيز مع تومانات خودها موافق مرام شاه نيكوفرجام والاجاه از اطراف ارك تا بر لب دريا از لب دريا تا نشيب بالا ، چادرهاى رنگارنگ برپا نموده ، فرود آمدند . سرداران نامدار و امراى عالى مقدار در پايهء سرير نصرت مصير جمع آمده ، زانو زده زبان بهجت و استبشار به تهنيت مباركبادى آن فتح نامدار گشاده ، نثار بسيار و خيرات بىشمار بر مساكين آن ديار بخشيدند . پسر محمد على خان را مع معتمد الدوله فرستادهء آن در پايهء سرير اعلى حاضر آورده ، به مراحم پادشاهانه به صنوف مكرمت و نوازش اختصاص بخشيد و آستانه قلى ايشيك آقاسى را بار ديگر به طريقهء ايلچىگى به جانب خوقند روانه نموده فرستاد .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: مؤلف مجهول
ص١٦٦