تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

گفتار در نهضت نمودن شاه والاجاه و شهنشاه شفقت آگاه به جانب خوقند

چون از عون عنايت الهى و از فيض فضل نامتناهى فتح چنين شهر نامدار به دست شاه‌ظفر كردار ميسّر گرديد ، رايت نصرت شعار شاه سليمان وقار ، سپهر اقتدار ، محفوف حفظ و تأييد پروردگار ، به سعادت و به اقبال از ولايت خجند برآمده ، روى توجه به صوب دار الملك خوقند كه محلّ استقرار سرير سلطنت و پايتخت محمد على خان است نهاده روان گرديد . امير صاحبقران سكندر نشان روى دولت غرّا به ترتيب لشكر كشورگشا آورده به ركوب عساكر گردون مآثر فرمان داده به دستورى كه داشت ميمنه و ميسره و قلب و جناح را آراسته روان شد . نظم
به جنبش درآمد سپه فوج‌فوج * چو درياى جوشان به هنگام موج سپاهى فزون از قياس و گمان * شده تنگ از ايشان فضاى جهان دليران گردافكن صف‌شكن * همه شير صولت ولى فيل‌تن شد از سمّ اسبان زمين رنگ‌رنگ * ز نيزه هوا همچو پشت پلنگ سراسر همه دشت و صحرا و كوه * ز سمّ ستوران لشكر ستوه
بعد از طىّ مراحل به قصبهء قرقچى قوم كه به كنار درياى سيحون واقع است مضرب خيام نزول همايون گشت ، سراپردهء ابّهت و جلال به پيرامون بحر سيحون در بالاى تل