تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
طرفين زخمدار شدند . نظم
ز نيزه نيستان شد آوردگاه * بپوشيد ديدار خورشيد و ماه چو درياى هيجا درآمد به جوش * ز مردان جنگى برآمد خروش پر از نالهء كوس شد مغز ميغ * پر از آب شنگرف شد جان تيغ اجل فتنه را كارسازى نمود * سپه با سپه دست يازى نمود دهاده برآمد ز هردو گروه * بيابان نبود هيچ پيدا ز كوه برآمد ز لشكر ده و داروگير * بگرديد روى هوا همچو قير
و در اين اثناء با شهنشاه عالم‌پناه خبر رسانيدند كه لشكر ايراول با لشكر مخالف ملاقى شده رو به فرخاش و تلاش آورده‌اند . به شنيدن اين خبر امير صاحبقران نيكو سير را نايرهء جرأت صاحبقرانى برافروخته ، به ميران اونك فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه با تومانات خودها قدم شجاعت پيش‌نهاده به لشكر سمرقند مدد رسانند . ميران اونك نيز فى الفور به امتثال فرمان عالى مبادرت نموده علمها را جلوه داده مع دو هزار لشكر نصرت اثر لجام‌ريز راهى شدند . وقتى رسيدند كه لشكر خوقندى به لشكر پيش رسيدهء سمرقندى زياده سرى كرده ايستاده است . همه به يك بار دست به تيغ و سنان يازيده از هر جانب حمله آورده ، از كشته پشته‌ها برآوردند . خروش و هياهوى مردان كارزار در اين گنبد دوّار پيچيده ، هدر مىرفت . نظم
برآراست رزمى كه خورشيد و ماه * نديده‌است هرگز چنين رزمگاه دليران همه درهم آميختند * چو رود روان خون همى ريختند
بعد از آن سلطان كامكار به ارتكاب كارزار بر تن مبارك جوشن پوشيده رمح خارا