تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
حكيم بيگ توقسابه و رحمان قلى توقسابه و كريم قل ميرآخور و عوض مراد ميرآخور قلماق و خداى شكور ميرآخور و غيرهم آراسته و پيراسته گرديد و در ميسره ، تمامى حكام ذوى الاحترام قصبات ميانكالات معيّن گرديد و در تعاقب لشكر منصور ميران سراپاى لب آبى با جماعت طبقات تركمانيه سپارش يافت و در قلب لشكر همايون امير صاحبقران ذوفنون با تكميل سركردگان خاصه‌بردار و با افواج سربازان نامدار مقرّر گرديد . روز سه‌شنبه پگاهى روز از آنجا به فرّ و اقبال كوچ كرده ، روى جلادت به صوب اوراتپه نهاده ، چون درياى ناپيدا كنار ، جوشان و خروشان ، كوس و گوركه زنان راهى شدند . و از ابتداى ميمنه تا انتهاى ميسره يك فرسنگ راه به زير سم مراكب يكباره پيموده مىگرديد . از وقت عبد اللّه خان تا به زمان اين شاه عالىشان چشم دوران اين‌چنين سپاه بىكران نديده بود . پس اعلام دولت برافراخته و اسباب جنگ و جدال آماده ساخته ، فوج‌فوج به چندين اوج روان گرديدند . نظم
در روارو فتاد موكب شاه * نم به ماهى رسيد گرد به ماه لشكر انگيخت بيش از اندازه * تيغها تيز گشت ، كين تازه نالهء كرّه ناى و رويين خم * در جگر كرد زهره‌ها را گم كوه و صحرا ز بس نفير و خروش * بر طبقهاى آسمان زد جوش لشكرى بيشتر ز مور و ملخ * گرم گشته چو آتش دوزخ همه فولادپوش و آهن‌خاى * كين كش و ديوبند و قلعه‌گشاى هر يكى در نهاد خود شيرى * قايم كشورى به شمشيرى
و عساكر گردون مآثر با ترتيبى هرچه تمامتر گروه‌گروه علمها برافراخته ، چين كين در جبين مهابت و جلادت انداخته ، متوجه جانب اوراتپه گرديدند . در آن روز ايلچى به لشكر مخالف خبر رسانيد كه پادشاه بعد از فتح يام و زامين از آن سرزمين كوچ كرده