نويد استخلاص شادكام گردانيد و عبد العلى دادخواه و ديگر سرداران آن قوم گمراه را طلبيده از هر جانب سخنها رانده ، پيمان را به ايمان مؤكد ساخته و همهء آن جماعت را با اتباع و اشياع ، از تاخت و تاراج محافظت نموده ، از قراول گذرانيده ، راهى نمودند .
چون قورغان زامن را ضبط و نسق نموده ، خاطرجمع گرديدند ، يك شب در آنجا خواب كرده ، على الصباح روز ديگر فرمان قضا جريان به نفاذ پيوست كه نيابت آگاه ابراهيم بىدادخواه مع ميران منغلاى متوجه جانب اوراتپه گرديده ، پيشخانهء لشكر منصور را كشيده ، به موضع سواد رسيده ، به جاى دلخواه لشكرگاه كرده ، فروذ آيند .
امارت پناهان مأمور به امر عالى مبادرت نموده با لشكر فيروزى اثر ايراول روان گرديدند و از تعاقب نيز ميران اونك و سول با لشكرهاى آراسته پىدرپى راهى شدند و نيز جناب عالى متوالى به سعادت و اقبال با بقيهء عساكر گردون مآثر نقّارهء روارو فرموده ، روان گرديد .
نظم
روان شد به فرخندهتر ساعتى * فزاينده دولت به هر ساعتى
بجنبيد لشكر كران تا كران * به جوش اندرآمد زمين و زمان
چون امير صاحبقران ظفراقتران با لشكرهاى اونك و سول و قلب و جناح مراحل پيموده ، پياپى رسيده در بلندى موضع سواد ، در لب آب روان نزول فرموده ، به راهها قراول گذاشته ، در آن منزل استراحت نمود . هشت روز دست بخشش و كرم گشاده با خواص بندگان و هواخواهان كه در اين مدّت به وظايف خدمتكارى و جانسپارى قيام نموده بودند ، به عواطف و مراحم پادشاهانه اختصاص بخشيده ، سرافراز نمود و مهتران را به صنوف سنيّه گرامى داشته ، به مراتب و به مناصب عليّه رسانيد و كهتران و ساير المان را مواجب داده از دنيايى بىنياز گردانيد . از اين وجه لشكرى را پشت استظهار از داده و پاداش شاه كامكار قوى گرديده ، روز هيجا را به صد جان و دل خريدارى مىكردند .