تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
نظم
به ميران شايسته فرمود شاه * كه آگاه باشند ز حال سپاه تن آسايى و غفلت از كارها * نداند صواب و ندارد روا نپويند مگر بر طريق خرد * بود دائم آگاه از نيك‌وبد
و بدين دستور از تعاقب ميران ايراول به ميمنهء لشكر ظفر اثر به امراى صاحب رأى بخارا سپارش عالى شد كه مع تومانات خودها از تعاقب دسته‌دسته يسو بسته راهى شدند و اينچنين در ميسرهء عساكر گردون مآثر ذوى الاحترام تمامى قصبات ميانكالات همه متفق گرديده ، با لشكريهء خودها پىدرپى از تعاقب همديگر عازم گرديدند و در قلب سپاه ظفر پناه امير صاحبقران نصرت‌نشان مع ميران خاصه‌بردار به صدگير و دار و عبد الصمد خان نايب مع افواج سرباز قادرانداز ، توپ و توپخانه و اسباب آتشخانه را در جلوه درآورده راهى گرديدند كه از سورن و هياهوى اين گروه پرشكوه كران‌تاكران بيابان در لرزه افتاده بود و در تعاقب لشكر منصور قول قراكول و از جماعت ايل و اولوس سراپاى تركمنيهء لب آب و حكّام ذوى الاحتشام آن سرحد پىدرپى راهى شدند . نظم
شهنشاه توران سپاهى كشيد * كه چشم فلك طول و عرضش نديد جهان شد ز گرد سواران چنان * كه خورشيد گفتى شد از آسمان
و در اين راه و روش امير صافى ضمير نيكو خواهش يك شب در موضع رباط نزول فرموده ، استراحت ورزيده على الصباح روز ديگر به دولت ، و به اقبال كوچ كرده ، قلعهء زامن را به طرف دست راست گذاشتند از آنجا گذشته قلعه يام را مركزوار در ميان گرفته ، كوس و گوركهء جنگ فرو گرفته سورن انداختند . نظم
سپه چون به قلعه رسيدند تنگ * برآمد ز هر جانبى كوس جنگ
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 146 | مؤلف مجهول / منوچهر ستوده