گفتار در نهضت نمودن امير صاحبقران ظفر اقتران از سدّ و ثغور ديزق به جانب قصبهء يام و زامين و فتح نمودن آن حصن حصين و رويداد واقعات و حادثات آن سرزمين
نظم
خديو جهانگير روشن ضمير * به رخش اندرآمد ز عالى سرير
روان كرد رايت بعون إله * روان در پناهش جهانى سپاه
سران سپه رايت انداختند * روارو به عالم در انداختند
تو گفتى كه گيتى كران تا كران * به جوش آمد از عزم شاه جهان
نه لشكر كه عرضش به فرسنگ بود * بيابان به نخجير بر ، تنگ بود
و چون رايت نصرت شعار در ضمان حفظ پروردگار چون تلاطم امواج بحار با سپاه بىكران ، جوشان و خروشان كوس و گوركه زنان نهضت نموده رو به جانب مره ( ؟ ) بيابان كرده روان گشت . اولا مرتبه فرمان قضا جريان به نفاذ پيوست . نيابت آگاه ابراهيم بى دادخواه و عادل دادخواه منگت و مصطفى قلى توقسابه و اسحاق بيگ بى و عبد الكريم توقسابه و سالاران شيرآباد و بايسون مع تومانات خودها و سالاران شهر سبزى با نوكران خود و بردى يار توقسابه يوز مع نوكريهء قرق يوز و سلطان محمود خان با هواخواهان خود اين نامبردگان يك منزل پيشرو لشكر ظفرپيكر باشند . راههاى دست راست و دست چپ را باخبر شده ملاحظه نمايند . و به هر جانب قراول گذاشته از آينده و رونده خبرگيران شده راهى شوند و از هيچوجه غفلت نورزيده مساهله نسازند .