تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
گذشته در صحراى فسحت‌زاى ولايت ديزق به سر دو راهه رسيده در لب آب روان نزول اجلال ارزانى فرمود . امارت پناهان اتا مرد ايشيك آقاسى تركمن و آستانه قلى ايشيك آقاسى منقت كه به طريقهء ايراول لشكر ظفر پيكر گرديده ، پيشتر به ديزق آمده بودند از درون ديزق به جهت استقبال برآمده ، آمده به استسعاد ركاب‌بوسى فايز گشتند . امير صاحبقران نيكوسير به هردو دلاور صلت‌هاى ملوكانه بخشيده ، بسى نوازشهاى شاهانه نموده ، لب به پرسش گشاده ، از اخبارات آن حدود پژوهش نمود . هردو نامور زمين عبوديت به لب ادب بوسيده عرضه داشت كردند كه جهان پناها ، الحال از جانب دشمن خبرهاى تحقيق چنان مسموع مىگردد كه در قورغان يام ، اسحاق بيگ منقت را مع مسافران پراكنده از هر جانب رفته با ضم هزار نفر از مردم قورمه و از سپاه خجندى ايلغر گذاشته و قلعه را از توپ و تفنگ و از اسباب جنگ بايد و شايد استحكام داده است و در قلعهء زامن برادر محمد شريف اتاليق را با ضم هزار مرد جرّار و از آلات حرب آنچه به كار آيد تعيين فرموده است و در اوراتپه نيز مقدار پنج شش هزار لشكر مع چندين سردار نامور به جهت ضبط و نسق قلعه‌دارى اشتغال دارند . چنانچه بيان واقعات يك‌به‌يك به سمع مبارك شاه خجسته صفات رسيد به خاطر عاطر آيينه مظاهر امير صافى ضمير فكر بر اصلح خطور نموده ، اركان دولت و دولتخواهان ذىشوكت را طلبيده ، مشورت فرموده ، گفت كه به‌هرحالى كه باشد يك بار ديگر ايلچى فرستاده از قاعده و قانون شاهى آن گمراه را آگاهانيده شود . شايد كه از خواب غرور و پندار بيدار گرديده ، بعد اليوم پاى در ورطهء گمراهى ننهد و به سبب حكومت دنياى دون دنى دو روزه كه سراسر او حسرت و پشيمانيست جماعت مسلمانان و ساير سرحدنشينان را در تذبذب و تشويش نيندازد شايد كه از كردهء ناصواب كه خيال باطل و فسادانگيزيست پشيمان شده ، ايلچى محبوس را رها كرده راه ايلى و آشنايى را گشاده دارد . پس بر اين نيت صافى طويت بارديگر خواجه را به ايلچىگى آن‌جانب نامزد كرده نامهء نيكوفرجام را نوشته به همراهى خواجه مشاراليه داده روانه نمود .
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى ) — صفحة 143 | مؤلف مجهول / منوچهر ستوده