گفتار در لشكر كشيدن پادشاه زمان و شاهنشاه دوران بار دويم به جانب ممالك فرغانه زمين و هزيمت نمودن لشكر محمد على خان بدعهد بىثبات بىتمكين و فتح نمودن قلعهء يام و زامن و به آسانى به دست افتادن بلاد استروشن و ملك خجند مع توابع و لواحق آن بىچونوچند
ديگرباره در تاريخ سنهء 1258 بود كه راى مملكت آراى حضرت ظلّ اللّهى اقتضا بر آن فرمود كه بارديگر لشكر نصرت اثر به طرف فرغانه زمين كشيده محمد على خان را از نو گوشمالى بدهد كه ديگرباره پاى غرور و پندار از حدّ قدرت و مكنت خود بيرون ننهد و از حدّ اعتدال و اعتذار انحراف نورزد . پس بر اين نيت صافى طويّت پادشاه با حميت به جنبش لشكر ظفر پيكر فرمان داد .
حسب الفرمايش عالى حضرت ، عساكر گردون مآثر ، با ترتيبى هرچه تمامتر و با درستى اسب و اسباب و بكتر ، چين كين در جبين مهابت و جلالت انداخته ، آلات حرب و جدال را آماده ساخته ، از قبة الاسلام فاخرهء بخاراى شريف برآمده ، روى توجه به صوب مشرق رويه نهاده ، فوجفوج اعلام نصرت فرجام را برافراشته ، روان شدند .
و نيز اشارات عليّه به نفاذ پيوست كه مجموع كلانان ايل و اولوس و سرحدداران اطراف و جوانب و حكام ذوى الاحترام تمامى ولايات قلمرو از كهنه تا نو به ترتيب لشكر و به جمع نمودن سپاه كينهخواه اشتغال نموده نوكريه را از اسب و يراق محظوظ گردانيده جناب ما را بلا توقف به سمرقند رها سازند .