تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مىخواهند كه تعلّل كنند تا غلّات بردارند و خود را قوى كنند بندگئ حضرت اشارت فرمود تا اميرزاده شيخ نور الدين بهادر بر سبيل ايلغار متوجّه بلاد ايشان شده جمع ايشانرا متفرّق گرداند تا عساكر منصوره غلّه حصاد كنند و بردارند برحسب فرمان متوجّه شد گرجيان مجموع بگريختند و قوّت پاييدن نداشتند اميرزاده شيخ نور الدين در مقام جلادت و مردانگى تحمّل گرما و مشقّت فرموده چندان بنشست كه لشكر منصور باستظهار او از سر امن و فراغت غلّها حصاد كرده كوفتند و برداشتند و سالما غانما پاردوى مبارك مراجعت نمودند

ذكر تسخير قلعهء برتس كه از معظّمات قلاع گرج بود

درين اثنا بندگئ حضرت امير صاحب‌قران چند كوچ ديگر فرموده بحوالئ قلعهء برنس رسيد و آن قلعهء بود بر كوهى بلند در غايت استحكام و نهايت حصانت در مرتبهء كه مسافران سخت‌تر از ان قلعه نشان نمىدادند و لشكر منصور كه چند هزار قلعه در اطراف عالم گشوده‌اند مىگفتند ازين صعب‌تر نديده‌ايم و والئ آن قلعه تورال نام يكى از امراى گرج بود و قريب سى نفر از ناوران كه عظماى گرج‌اند با او بودند و از لشكريان صد و پنجاه كس تخمينا و پيش ازين رايات نصرت‌شعار آنجا رسيده بود و بتسخير آن التفاتى زياده نفرموده مردم را گمان آن بود كه چون بندگئ حضرت معلوم دارد كه قلعهء بغايت سخت است و به زودى نمىتوان گرفت از ان سبب سايه بر ان نمىاندازد و بتسخير آن التفات نمىفرمايد و الحقّ جاى آن بود كه امثال اين فكرها كنند چه قلعهء بود سخت بر قلّهء كوهى شاهق واقع شده و از اطراف آن ببلندى صد و پنجاه گز سنگها بالا رفته راههاى آن بغايت پيچاپيچ و تنگ و اطرافش كوه و كمر سنگ و ايشانرا آبگيرها پر آب و غلّه آماده و بيرون آن آب بغايت متعذّر و ناياب و از گرمئ آن هوا فضاى آن چون تنورى پرتاب چون بارئ عزّ و علا كارهاى اين حضرت را بعنايت خود كفايت مىكند برحسب الهام غيبى ( و الملوك ملهمون ) در خاطر مباركش آمد كه بنفس خود بدان حوالى رود و آن را در نظر اعتبار درآورده دربارهء آن فكرى فرمايد بنا برين بنفس مبارك متوجّه شد مجموع مردم اين معنى را استبعاد مىكردند و اين بنده