تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
بدانچه ممكن و مقدور باشد سعى نمايد بنابرين مقدّمات بنفس مبارك بصوب گرجستان نهضت فرمود و چون بحوالئ اراضئ قرص رسيد شهزادگان و امراى عظام را جمع فرمود و بر لفظ درربار راند كه چون حضرت عزّت ممالك ربع‌مسكون را مسخّر احكام جهان‌مطاع ما گردانيده است مىخواهيم كه چنان كه در عالم آثار كينه و قهر ما مىبينند و مىدانند آيات مرحمت و ايادئ ما نيز بر صفحات روزگار نويسند و خوانند چون سلاطين سايهء خداىاند گاه بزبانهء آتش قهر خاشاك وجود اعدا را بسوزند و گاه در مقام مرحمت و احسان شموع مكرمت و امتنان در شبستان سينهء احبّا برافروزند و چون اهالئ بغداد بشآمت مخالفت با عساكر منصورهء ما بلاد و عباد را عرضهء و بال و هلاك گردانيدند تا بانتقام آن گرفتار شدند و كار ايشان بدان رسيد كه [ بيت ]
باريد بشهرشان تگرگى * وز گلبنشان نماند برگى
اكنون چون سلطان غيرت داد انتقام خود داد و جزاى افعال بد ايشال بديشان رسيد باز شهباز مرحمت ما بال كرم بر گشوده مىخواهد كه آن مرزوبوم را نشيمن هماى نصفت و عدل سازد و خرابيهاى آن را به حال عمارت بازآرد تا عالميان دانند كه بطش و انتقام در چه مقام است و مرحمت و احسان بچه غايت امرا بزبانهاى مختلف دعا كردند و نهال ثنا و مدحت تازه داشته گفتند [ بيت ]
تو عمر نوح بيابى از انكه در عالم * عمارت از تو پديد آيد از پى طوفان
شكّ نيست كه بغداد از امّهات بلاد اسلام است علوم از انجا انتشار يافته و مذاهب از انجا اشتهار پذيرفته اگر مقتضاى اين عزيمت بظهور رسد بر مرور روزگار سبب ابقاى ذكر جميل و موجب اذّخار ثواب جزيل تواند بود رأى عالم‌آراى رقم ايالت آن مقام بر اميرزادهء اعظم خلف دودمان دولت اميرزاده ابو بكر كشيد و كردستان و دياربكر و ماردين تا بواسط و بصره و او برات و آنچه از ملحقات آن بلادست نامزد او فرمود و جماعتى از امراى معتبر با لشكرهاى گران در تحت حكم او تعيين فرمود و امرا و عساكر و اكابر عراق را نامزد ملازمت او گردانيده او را وصيت فرمود تا از راه دياربكر در آمده بعضى از مفسدان آن‌طرف را كه مانده باشند عرضهء تيغ سياست كرده چون اوايل پاييز شود و هوا باعتدال گرايد متوجّه عراق عرب شود و مردم آن اطراف را استمالت داده بر عمارت و زراعت ترغيب فرمايد و در آبادانئ آن موضع كوشيده نوعى سازد كه به زودى روى بصلاح آورد و جراحت مجروحان آن ولايت را بمرهم عدل و احسان مداوات كند چنانچه سال آينده بعد قضاء الله محمل حجاز از ان راه روانه گردد اميرزادهء عالميان
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 278 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى