تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

ذكر وفات ييلدروم بايزيد

در خلال اين احوال ييلدروم بايزيد را با آنكه مرضى مزمن بود اعراض نفسانى با آن همراه شده آن مرض ازدياد پذيرفت بندگئ حضرت امير صاحب‌قران مراسم شفقت دربارهء او بتقديم رسانيده بملازمت اطبّاى نامدار امر فرمود و بمداومت بر شربتهاى خوشگوار و غداهاى سازگار مبالغت كرد و در خاطر عاطر و ضمير منير آن بود كه چون از قضاياى مملكت روم فراغى كلى حاصل شود او را معزّز و موقّر داشته بمقام خود باز گرداند تا عالميان عفو شامل و مرحمت كامل آن حضرت را بشناسند و دانند كه اين حضرت مملكتها بسر شمشير آبدار مىگيرد و باز باشارات سر تازيانهء اقتدار مىبخشد امّا [ بيت ]
من سعى همى كنم قضا مىگويد * بيرون ز كفايت تو كارى دگرست
تدبير با تقدير بازنخواند و اجل مقدّر گريبان‌گير گشته بيمارى مستولى شد و عرض مرض غالب گشت و قوّت ساقط شده انفاس معدوده سپرى شد و روزگار مهلت بانجام رسيد متقاضئ وديعهء روح منشور لكلّ أجل كتاب برخواند و محاسب
وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً
محاسبهء عمرش را بفذلك انتها رسانيد [ بيت ]
اگر صد بمانى و گر صد هزار * بمرگ اندر آيد سرانجام كار
آرى كار دنيا همينست و فرجام روزگار دولت چنين كرا سر بر آسمان رفعت رسانيدند كه نه در آخر بر خاك خسارش خوابانيدند و كرا بر ذروهء دولت متّكا ساختند كه به عاقبت از شاهق رفعتش بحضيض ضعت انداختند هر چاشتى را شاميست و هر آغازى را انجامى عاقل چون بديدهء اعتبار درين امور نگرد محبّت اين عجوز رعنا را بر دل مستولى بگرداند و دل بر عهد بىثبات اين عروس بىوفا ننهد كه هرشب با يكى دست در آغوش دارد و هرروز حلقهء مهر ديگرى در گوش [ بيت ]
دل برين گنبد گردنده منه كين دولاب * آسيابيست كه بر خون عزيزان گردد
القصّه آن نهال از پاى افتاد و در غربت بهزار حسرت جان شيرين بجانان سپرد بر