تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
اين فتح به حضرت امير صاحب‌قران فرستاد و صد كس را بدين مهمّ تعيين كرده شنقارى كه چون دولت ابد پيوند مرغ امّيد را از هواى سعادت شكار كردى و ببال اقتدار در فضاى كامگارى پرواز نمودى با ديگر تحف و هدايا با ايشان همراه گردانيد در راه بيشهء بغايت تنگ بود چنانچه انديشهء دانا راه ازو بيرون نبردى و فكر مردم هشيار در مضايق آن بتنگ آمدى در چنان محلّى ناگاه غوغا برآمد و گروهى بسيار و عددى بىشمار از چيتاغان بر ايشان ريختند و درازئ آن بيشه قريب سه فرسخ بود جاى آن بود كه دل دليران از دست رفتى و پاى زيردستان سست شدى محمّد آتا و ابراهيم و احمد و فخر الدين و محمّد قلندر و خضر با بقيّهء آن صد مرد قدم مردانگى افشرده دست بتير و سنان بردند و جنگى كردند كه ديدهء فلك در ان خيره ماند عاقبة الامر چيتاغان روى بگريز نهادند و چون روباه كه از شير گرسنه گريزد پراگنده شدند آنگاه اميرزادهء اعظم اميرانشاه ايلغار فرموده چون شير شرزه كه در بيشه دلير در رود در ان بيشهاى تنگ در رفت و چون پلنگ جان شكر كه بر كوه و كمر بر رود بران كوههاى سخت عالى بر رفت و جماعتى بسيار از مخالفان چيتاغى بر ان كوه پناه گرفته بودند لشكر چون دليرى او بديدند نفير و برغو زده از هرطرف بر كوه رفتند چيتاغان از بالاى كوه و كمر سنگها روان كردند از تصادم سنگها بالا و زير و تراكم جنگيان جان‌باز دلير صداى نفخهء صور در كوه و دشت افتاد و غريو و نفير جنگيان بفلك اثير رسيد دليران صفّ هيجا و مردان پابرجا از عساكر منصوره قدم ثبات افشرده بصدمات ضربت سنگ ايشان التفات ننمودند و دفع زخم ايشان كرده بتير دلدوز و ناوك جان‌گداز و تيغ آبدار و سنان افعى شعار ايشانرا براندند بسيارى از ايشان عرضهء تيغ هلاك شدند و آنها كه زينهار خواستند امان يافتند عساكر منصوره با ظفر و نصر هم‌عنان روى به مقصد نهادند و درين محلّ سلطان حسين و امير سليمانشاه و اميرزاده رستم و سيّد خواجه بر سر كپك تركمان رفته بودند با غنايم بسيار و اسپ و استر بىشمار و گوسفند بىحدّ و حصر بدرگاه عالم‌پناه فرستادند و سيّد خواجه متوجّه جانب ايل آيدين شد و ايشانرا غارتيده تا كنار دريا رسيد و هرچه از دشمنان يافت عرضهء قتل و نهب و غارت گردانيد و ازين مقام حضرت امير صاحب‌قران از كوتاهيه متوجّه صوب دومانج شد خبر به حضرت اعلى رسانيدند كه جماعتى دزدان راههاى تنگ را گرفته‌اند و لشكر را بهنگام گذر آسيب مىرسانند به حكم فرمان شمشير در ايشان نهادند و بسيارى از ان قطّاع الطريق را بقتل آوردند بقيّه بگريختند و در كوهها و غارها متحصّن شدند فرمان جهان‌مطاع نافذ شد تا