تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

ذكر روانه فرمودن لشكرها به اطراف و اشتغال بعشرت و كامرانى

آنگاه فرمان عالى نافذ شد تا اميرزادهء اعظم محمّد سلطان در كوكبهء نصر و پيروزى و فتح و بهروزى بجانب بورسه روانه گردد و حكم شد كه اميرزاده ابو بكر بهادر و امير جهانشاه بهادر با لشكرها در متابعت و ملازمت او روانه شوند و از طرف ديگر اميرزادهء اعظم خليل سلطان را امر فرمود تا بجانب سمرقند نهضت فرمايد و اخبار اين نصر مبين بدان اقطار رسانيده دولت تيمور نيز در ركاب او روانه شود و تا سرحدّ ختاى تاخت كرده آن‌طرف را بكلّى از مخالفان پاك گردانند و آنگاه امينان ديوان به تحصيل مال انكوريه رفتند و وجوه امانئ آن جمع كرده بخزانهء عامره رسانيدند و سلطان حسين بهادر و امير سليمانشاه بهادر و امير رستم طغاى بوغا را به طرف آق‌شهر وقونيه روانه فرمود و بندگئ حضرت در مواكب عزّ و اقبال ظفر بر يمين و نصرت بر يسار از انكوريه روانه شده بشش منزل بسورى حصار آمد و اعراض آن مملكت را مخيّم عسكر همايون گردانيد و چند روز در ان منزل بعشرت و نشاط اشتغال فرمود و با شهزادگان گردون احترام و آغايان زهره احتشام و امراى كيخسرو فرّ و بانويان زليخا منظر در صباح و رواح به جهت استرواح روح بشرب راح التفات فرمود چنگيان خوش‌آواز و بربط نوازان پرده‌ساز و ساقيان ماه‌روى و كنيزان مشك موى زانو زده كاسه مىگردانيدند و مغنيّان طرب آيين مضمون اين ابيات مىشنوانيدند [ شعر ]
بيا تا بشادى دمى مىخوريم * چو فرصت نماند دگر كى خوريم بآيين كيخسرو و كيقباد * ستانيم از چرخ گردنده داد
آنگاه از انجا روانه شده بسه روز بغازى سيّد رفت و از قراحصار گذشته بكوتاهيه نزول فرمود و از اهالئ آن بمال امانى قانع شده ايشانرا تعرّض ديگر نرسانيد و باز در انجا مجلس بزمى تازه آراستند ولدان و غلمان كاسات راح ريحانى
بِأَكْوابٍ وَ أَبارِيقَ وَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ
را پر گردانيدند و مطيفان مجلس حوالئ بزم را ب
فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ
بياراستند و خوانسالاران موايد
وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ
بگسترانيدند اكناف مجلس بزم