تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
ديگر انعامهاى خسروى باشد برحسب فرمان رفتند و بعد از تفحّص بليغ يك فرزند او موسى را يافتند و به حضرت صاحب‌قرانى آوردند او را نيز از خون در گذشته به پدر بخشيد و بخلعت و انعام سرافراز گردانيد آرى ( لا غرو من المسك أن يفوح و لا من البدر أن يلوح ) بوى مسك از مشك بويا و روشنايى از بدر دجى و درّ از درياى زخّار و قطره از ابر مدرار غريب نيست آن‌روز كه حضرت رسول صلّى الله عليه و سلّم فتح مكّه فرمود و بر مشركان آنجا دست يافت بنفس مبارك خود بر در كعبه ايستاد و بهر دو دست مبارك هردو بازوى در را بگرفت و بآواز بلند فرمود ( الحمد للّه الّذى صدق وعده و نصر عبده و أعزّ جنده و هزم الأحزاب وحده و لا شيء بعده ) يعنى شكر آن خدايى را كه وعدهء خود را درست گردانيد و بندهء خود را نصرت داد و لشكر اسلام را عزيز گردانيد و گروههاى مختلف مخالف را هزيمت داد پناه بدوست و بعد ازو اتّكال بر كسى ديگر نه روى با آل غالب ولؤى و بنى هاشم و قصىّ كرد و گفت مر سادات حرب را ( ما ذا ترون أنّى فاعل بكم اليوم ) هان اى معاشر مكّه چه مىبينيد امروز من با شما چه كنم همه دانستند كه كرم محمّدى بهانه‌جويست اگر مرحمت در دل نداشتى مشورت نكردى و در آيينهء روى مبارك او صورت كرم و مروّت معاينه ديدند گفتند أخ كريم و ابن أخ كريم و الكريم إذا قدر غفر كرم و سماحت تو مشهورست و مكارم اخلاق تو معروفست و كريم چون دست يابد بخشد و در هنگام قدرت نيكويى كند رسول صلّى الله عليه و سلّم فرمود من شما را همان مىگويم كه آن روز يوسف عليه السلام برادران جفاگار را گفت
لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
حضرت امير صاحب‌قران نيز اقتدا بفعل رسول صلّى الله عليه و سلّم كرده چون دست قدرت يافت بپاىمردئ عفو و كرم پيش آمد ملك از فلك بر ان كرم و احسان آفرين مىگفت و زبان روزگار آن فصل و انعام را بدين زبان تحسين مىكرد [ شعر ]
بدين خصال پسنديده اى ستوده‌شيم * ترا رسد كه زنى لاف مردمى و كرم بقرنهاى نتوانند حصر جود تو كرد * و گر بحار مداد آيد و غياض قلم
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 260 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى