مصلحت بندگئ حضرت اين معنى نيز مسلّم داشته پيغام فرمود كه چون صورت حال او برين منوال واقع شده خانهء او را بدين طرف روانه گردان تا آن قواعد كه مقرّر شده مؤكّد گردد و بر همان قرار صلح باشيم كه بحث رفته درين اثنا بعزّ عرض رسانيدند كه درين نزديكى قلعهايست ترتوم نام و طغاى كه حاكم آنجاست از انجا غايب است و نايب او كرجبيك نام قايممقام اوست و قريب دويست نفر گرجى بدان قلعه متحصّن شده مسلمانان از ايشان زحمت مىيابند و مال جزيه ادا نمىكنند فرمان شد تا اميرزادگان شيخ نور الدين بهادر و شاهملك بهادر و امير موسى و تيمور ملك و سعادت متوجّه آنجا شدند و پيغام فرستاد كه اگر مطيع شويد و مال جزيه ادا كنيد در امان باشيد آن تيرهروزان بختبرگشته بحصانت قلعه مغرور شده بجنگ پيش آمدند و تا مدّت پنج روز جانى مىكندند روز ششم مهرهء لعب امّيدشان مششدر شد و صداى نفيرشان در طاسك كرّهء اثير افتاد و به حكم فرمان همهء آن گبرانرا بياساق رسانيدند و آن قلعه را از بيخ بركندند و بعد از وقوع اين واقعه طغاى كه حاكم آن موضع بود بپاى بوس حضرت آمد امير صاحبقران جان او را بخشيده از گناه او درگذشت و از انجا متوجّه صوب ارزروم شد و از انجا بموضع ارزنجان نزول فرمود و قلعهء كاماخ در حوالى بود
ذكر فتح قلعهء كاماخ
اين قلعهايست بمتانت و حصانت معروف و بمناعت و شماخت مشهور و ارجا و اقطار آن بسيار و بساتين آن بر كنار فرات موصوف بدين كه
جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ *
اميرزادهء اعظم محمّد سلطان زانو زده التماس نمود كه اگر فرمان شود بتسخير آن التفات نموده متوجّه گردد ملتمس او بقبول موصول شد و در روز با لشكرى گران و سپاهى بىشمار متوجّه آن صوب شد و درين وقت امرا و شهزادگان كه بجانب بغداد و لرستان متوجّه شده بودند مثل اميرزاده ابو بكر بهادر و خليل سلطان بهادر و اميرزاده پير محمّد بهادر و سلطان حسين بهادر و امراى عظام امير جهانشاه و امير سليمانشاه و اميرزاده