تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢

ذكر آمدن ايلچئ ييلدروم بايزيد وجيبه نمودن لشكر

درين اثنا از طرف ييلدروم بايزيد ايلچى به حضرت رسيد و بنياد بر كلمات واهى نهاده در باب قلعهء كاماخ عذرى نامقبول مىخواست و ده سر اسپ پيش‌كش آورده بود بندگئ حضرت صاحب‌قرانى بدان التفات نفرمود و فرمود كه چون دولت ياورئ كسى نكند نصايح مشفقان او را سودمند نيايد و باز مرد آنست كه بقول وفا نمايد چه مخالفت قول و فعل علامت نامردانست اگر خانهء قرا يوسف را فرستاده مىبودى خانه‌وادهء خود را آمن مىگردانيدى و اگر در باب قلعهء كاماخ مبارك مرده آزاد مىكردى گردن خود را از طوق مذلّت خلاص مىدادى لله الحمد كه دولت باهرهء ما بىمنّت تو آن قلعه را مسخّر احكام جهان‌پناه ما گردانيد اكنون بگوييد تا مردانه بايستد و پاس كينه و انتقام حضرت ما را آماده باشد [ بيت ]
اگر مرد كارى بيفشار پاى * من اينك رسيدم نگه دار جاى
آنگاه مراسم عاليه نفاذ يافت تا عساكر منصوره در صحارئ سيواس جيبه نمودند و قوشونها مرتّب گردانيدند صحرا در صحرا جوشن و بر گستوان بود و جهان در جهان خود و خفتان و بلارك و سنان از بس درخشيدن آيينهاى چينى گفتى كه در هر گوشهء خورشيدى طالع است و از كثرت سيف و سنان پنداشتى كه از هرطرف برقى لامع است ايلچيان چون آن كثرت و عظمت مشاهده كردند و آن شوكت و احتشام بديدند رأيهاشان تيره شد و عقلها خيره گشت فرمان همايون صادر شد كه بازگرديد و بايزيد را بگوييد كه با اين همه هنوز جانب مساهله و مجامله با تو مرعى مىدارم خانهء طهرتن را بجانب ما روانه گردان و فرزند خود را به حضرت ما فرست تا دربارهء او از انعام و احسان آن فرماييم كه از تو كه پدر مهربانى مشاهده نكرده باشد و او را بفرزندى قبول كرده مملكت روم را بر تو مسلّم داريم و خار وحشت و كينه از ميان برخاسته من بعد در باغ دولت و كامرانى گلبرگ امانى چينى و صداى نغمهء طايران موافقت وقت عامّهء خلايق را خوش گرداند و بلاد و عباد در مقام امن و رفاهيّت فارغ و آسوده باشند و ثواب آن بروزگار دولت ما لاحق شود