ذكر فتح قلعهء هاويك
چون ايلچيان روان شدند بعزّ عرض رسانيدند كه درين حدود قلعهايست هاويك نام جمعى چيتاغان بدان تحصّن كردهاند و پناه برده و باستظهار متاعت آن تمرّد مىورزند اميرزاده شيخ نور الدين و اميرزاده برندوق را فرمان شد تا متوجّه تسخير آن قلعه شوند برحسب فرمان با لشكر جرّار رفتند و به زور بازوى مردى وصولت حملهء دلاورى جنگ انداختند و در اطراف نقبها فرمودند و حصاريانرا به زخم تير جانگذار از حوالئ سور و بارو دور گردانيده ديوارهاى قلعه را بينداختند و چيتاغانرا عرضهء شمشير گردانيدند و اميرزاده سليمانشاه را با لشكرى وافر و عددى متكاثر بر سبيل ايلغار از شهر سيواس بجانب قيصريّه روانه گردانيدند در صدمهء اوّل بر چيتاغان آن ولايت مستولى گشته بسيارى از ايشان بر تيغ گذرانيدند و مالومنال و اسپ و استر و گاو و گوسفند ايشان غارت كردند چون اين خبر به حضرت امير صاحبقران رسيد از سيواس سوار گشته بشش منزل بقيصريّه رسيد و از انجا اميرزاده ابو بكر بهادر و امير شيخ نور الدين بهادر را قراول تعيين فرموده از قيصريّه متوجّه صوب انكوريه شد و سه منزل بر كنار آبى بزرگ كه در ان حدود بود برفتند روز چهارم عساكر منصوره در اراضئ چولغ فرود آمدند درين حال اميرزاده برندوق و بسترى را طلب فرموده فرمان داد تا بجانب انكوريه روند و اگر لشكرى از طرف دشمن متوجّه شود راه بر ايشان بگيرند حاكم انكوريه يعقوب نام با لشكرى تمام متوجّه ايشان شد و چون بنزديك هم رسيدند جنگى سخت واقع شد و از طرفين داد مردى و كوشش دادند عاقبة الامر باد نصرت از جانب لشكر منصور وزيدن گرفت و اميرزاده برندوق در مقام دلاورى و جلادت در صفّ معركهء ناورد درآمده جنگى سخت كرد تا لشكر چيتاغ روى بهزيمت نهادند و بسيارى از ايشان عرضهء پايمال هلاك و قتل شدند و درين اثنا رايات نصرتشعار بندگئ حضرت صاحبقرانى متعاقب در ان اراضى بمباركى نزول فرمود