تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
اميرزادهء اعظم اعدل اكرم روى رزمهء مردى و وقار سايهء پاك يزدان و خلاصهء عناصر و اركان ولى العهد فى الزمان المخصوص بعناية الرحمن اميرزاده محمّد سلطان خلّد الله تعالى ملكه و سلطانه و اعلى فى الخافقين شأنه كه برق تيغش چون تيغ برق كشورگشاى است و آفتاب رايش چون راى آفتاب عالم‌آراى از طرف سمرقند با حشمتى وافر و لشكرى متكاثر و تجمّلى بغايت و عظمتى بىنهايت متوجّه حضرت شده درين مقام بشرف پاىبوس مستسعد شد فرّ پادشاهى از جبينش درخشان و روح ملكى از غرّه‌اش تابان فلكش بهزاران هزار دولت امّيد داده و ملكش از فلك اين نويد فرستاده [ شعر ]
سر دشمنان بر زمين آورى * جهان زير فرّ نگين آورى همايون كنى تخت را زير تاج * فرستندت از هفت كشور خراج بر آفاق كشورگشايى كنى * جهان در جهان پادشاهى كنى
الحقّ چشم جهان و جهانيان بجمال مباركش روشن شد و عرصهء دين و دولت بوجود شريفش نقش گلشن گشت و چون اين حسن اجتماع و يمن التقا ميسّر گشت بساط عيش و نشاط بگستردند و در آيينهء مطالب چهرهء مقاصد ديدند روزى چند بعيش و عشرت گذرانيدند و به زبان حال گوش جانرا مضمون اين دو بيت شنوانيدند [ شعر ]
زمانى ز شغل فلك بگذريم * بمرجان پرورده جان پروريم برسم فريدون و آيين كى * ستانيم داد دل از رود و مى
و آنگاه عزيمت شكار فرمودند و چند روز در ان صحارى و برارى شكار بىشمار و آهوى بسيار انداختند و آن عرصهاى فسيح را از وحوش و طيور پرداختند در اثناى اين شكار بنهرى خراب رسيدند كه از آثار سلاطين نامدار و ملوك با اقتدار بوده امّا دست روزگار اساس آن باير گردانيده و حوادث ليل و نهار اطراف و جوانب آن درهم ريخته نظر خسروانه بر ان مواضع افگند و فرمود كه فوايد اقتدار ملوك نامدار و منافع استظهار پادشاهان عدل شعار اشاعت خيرات و افاضت مبرّاتست و چنانچه ما امروز در آثار پادشاهان پيشين نظاره مىكنيم هرآينه بايد كه از ما نيز يادگارى بماند كه بر مرور روزگار نام ما بدان تازه ماند و مثوبات آن بىاندازه بود آنگاه امر فرمود تا آن نهر را حفر كردند نهرى كه پادشاهان صاحب اقتدار بمدّتها از عهدهء آن بيرون نيامدندى چه دهنهء آن از نهر ارس از موضعى كه بكوشك جنكشى معروفست برّيده‌اند و طول آن تا قريب ده فرسخ بلكه بيشتر كشيده و اكنون بر مثال درياچهء شده در