تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
و اين شهر بكلّى خراب نگردد عاقبة الامر كار ازين درگذشت و در اندرون شهر گرانى و قحط پديد آمد و سپاهيان و مردم بغداد يك‌يك و ده ده خود را از بارو مىانداختند و باركان دولت توسّل جسته بپاىبوس مىرسيدند و بندگئ حضرت بر ايشان ترحّم كرده مىبخشيد و بنوازش مخصوص مىگردانيد چون كار از حدّ درگذشت و ديگر رخصت تعلّل و تهاون نماند بر موجب فرمان اميرزاده رستم بهادر و اميرزاده خليل سلطان بهادر و امير شيخ نور الدين بيست و هفتم ماه ذى القعده سال هشتصد و سه توكّل بر حضرت عزّت كرده روى بجانب حصار نهادند و بر ديوارها نردبانها استوار كردند و طناب انداخته حمله كردند و بيشتر از همه امير شيخ نور الدين بحصار برآمده توغ برافراشت و در عقب او اميرزادگان مذكور برآمدند و شمشير قتل و سياست بركشيدند و بيك دفعه ( 2 ) كوركا و نفير و نقاره و برغو زدند و پيش ازين حكم شده بود تا اميرزاده اميرانشاه بهادر و اميرزاده شاهرخ بهادر بالاى آب دجله را محافظت مىكردند و از ان طرف آب سرتاسر محمّد آزاد و تنكرى بيردى با لشكرى گران فرود آمده پاس مىداشتند و مجال نبود كه هيچ آفريده به طرفى بيرون رود درين حال از جانب غربئ بغداد اميرزاده اميرانشاه بهادر و اميرزاده شاهرخ بهادر و اميرزاده سليمانشاه بهادر و امراى تومان و هزاره و صد و قوشونات و از جانب شمال امير رستم تغاى بوغا و امير شاهملك و امير برندوق و على سلطان و ساير امراى قوشونات بيكبار حمله كردند و ديوارهاى حصار را در خندق ريختند و از اطراف و جوانب در آمدند و پيش ازين بندگئ امير صاحب‌قران فرموده بود تا در زير بغداد بر دجله جسرى بسته بودند و مردان كارئ تيرانداز بر ان معد فرموده چون حال بغداد بدين مرتبه رسيد هركس بهرطرف كه توجّه كرد خود را در ميان لشكر ديد فرياد
أَيْنَ الْمَفَرُّ
از خلق برآمد بالضروره بعضى از بيم جان خود را به آب دادند و چون بدان جسر رسيدند لشكر بتير همه را هلاك گردانيدند و بقيّهء كه در شهر مانده بودند از زن و مرد و پير و جوان يرليغ نافذ شد كه همه را بقتل آوردند چنان كردند و پير هشتاد ساله و طفل هشت‌ساله در بازار قهر و غضب بيك نرخ به كار رفتند باد بىنيازى وزيدن گرفت و كشتئ اعمار را در درياى هلاك و و بال غوطه داد و تندباد قهر برگ و بار وجود ايشانرا بر خاك خسار انداخت و آنچه از صد يكى و از بسيار اندكى بازمانده بود به حكم فرمان همه را اسير كردند و جمعى از علما و صلحا و مشايخ كه توانستند خود را به حضرت امير صاحب‌قران رسانيدند دربارهء ايشان عاطفت فرموده جامه و اولاغ داد و اخراجات تعيين كرده بسلامت بمآمنها رسانيد پس حكم نافذ شد تا عمارات و بازارها
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 241 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى