كارها تعلّق گيرد سببهايى كه موجب تمامى آن باشد پديد آيد و يكى ازين سببها آن بود كه جوهرئ قضا گوهر گرانمايهء عقل را از خزانهء دماغ عاقلان بازستاند و آيينهء رأى روشن خرمندانرا بغبار فكرهاى پريشان تيره گرداند تا روى مقصود در وى نهبينند و رسول صلّى الله عليه و سلّم درين مقام فرموده كه إذا أراد اللّه إنفاذ قضائه و قدره سلب من ذوى العقول عقولهم الى آخر الحديث معنى حديث آنست كه چون حق تعالى خواهد كه قضا و قدر خود بر سر بندگان راند عقل عاقلانرا ازيشان بازستاند و چون آن قضا براند باز عقل ايشانرا بديشان باز دهد تا در ان كار فكر كنند و معترف شوند كه خطا كردهاند بنابرين مقدّمه چون در لوح محفوظ نوشته بود كه اراضى شام نزلگاه لشكر انتقام گردد نظر لطف از اهالى آن بازگرفته ايشانرا بتدبير و رأى خود بازگذاشت تا ببدى افعال مستحقّ و بال و نكال شدند و كتاب آسمانى ازين حال خبر مىدهد كه
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً
يعنى چون ما كه خداييم خواهيم كه شهرى را خراب كنيم منعمان و مالداران و بزرگان آن را از چشم لطف انداخته به خود بازگذاريم تا بفسق و فجور مشغول شوند پس لازم شود كه ايشانرا جزا دهيم لاجرم دمار از روزگار ايشان برآريم غرض ازين مقدّمه آنست كه در سال هفصد و نود و پنج كه امير صاحبقران بجانب دار السلام بغداد نهضت فرمود يكى از مشايخ شهر ساوه را كه از خاندان قديم بود و بنفس خود بزرگمنش و شريف باسم رسالت بجانب والى مصر فرستاد وقف و هداياى پادشاهانه انعام فرمود مضمون رسالت آنكه پيش ازين پادشاهان كامگار كه از اوروغ ميمون چنكيزخان بودند با آن مملكت و ملوك آن گاهگاه منازعت كردندى در آخر رسل و رسايل متواتر شد و قضيّه بمصالحه انجاميد و آن معنى موجب امنوامان عالميان بود و چون پادشاه سعيد ابو سعيد بهادرخان بجوار رحمت حقّ پيوست و از نسل چنگيز خان پادشاهان نامدار نماندند و ملوك طوايف پديد آمدند هرجومرج به حال عالم راه يافت و آن قواعد برقرار نماند و چون درين وقت سايهء معدلت حضرت پادشاهى كامگار از نسل چنگيزخان تخت مملكت را مشرّف گردانيد و بيضهء اسلام را از مفسدان پاك كرد و اكنون بدين همسايگى رسيد و اين كشور محلّ نزول لشكر منصور او شد وظيفه آن باشد كه حقّ همسايگى رعايت كرده در دوستى بازگشاييم تا بعد ازين ايلچيان از هردو طرف در آمدوشد باشند و بازرگانان هردو مملكت راه گشاده دارند و اين معنى موجب آسايش خلق و ايمنى راهها باشد چون ايلچى بحدود شام رسيد بىسابقه