تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
چون جواب ناصواب او به حضرت صاحب‌قرانى رسانيدند نايرهء غيرت در حركت آمده عساكر منصوره را ترتيب داده با لشكرى گران و كثرتى بىپايان متوجّه بلاد روم شد و چون در ان حدود رسيدند صحرا و بيابان از خيمه و خرگاه مالامال شد و لشكرها ميلاميل كوه و دشت را فروگرفتند و در ان حدود طهرتن با لشكر خود بمعسكر همايون رسيد و ببساطبوس مشرّف گشته بعواطف و مراحم بىدريغ مخصوص شد و بعد از دو روز لشكر منصور در حركت آمده رايات نصرت‌شعار به شهر سيواس كه سرحدّ روم است رسيد و چون حوادث روزگار بجوانب و اطراف او درآمدند و حقيقت ( إنا إذا نزلنا بساحة قوم
فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ
) ظاهر شد و اين حصار بغايت بلند و استوار بود و در جانب شرقى و شمالى و قبلى خندقى عظيم داشت و آب او فراوان چنانچه امكان نقب نبود چه آب از تك زمين بيرون مىآمد ليكن طرف غربى آن شهر كه محلّ نزول رايات همايون بود قابل نقب بود و از طرف بيلدروم اميرى مصطفى نام با چهار هزار سوار در شهر بود اسباب جنگ ساز كرده مقاومت مىنمودند و جنگهاى مردانه مىكردند لشكر منصور را فرمان رسيد تا در اطراف و جوانب حصار عرّاده و منجنيق نصب كردند و برجها در مقابلهء حصار برآوردند و روى بجنگ آورده مدّت هژده روز برين منوال بگذرانيدند و از اطراف زمينها قسمت كرده بنقب مشغول بودند و چون نقبها تمام شد حكم جهان‌مطاع نفاذ يافت تا آتش در نقبها زدند و عرّاده و منجنيق به كار انداختند از اطراف برجها فرو افتاد و به زخم سنگ عرّاده و منجنيق باروى آن چون غربال گشت فغان و نفير از اهل شهر برآمد و نزديك شد كه لشكر منصور در شهر رانند مصطفى كه امير شهر بود از سر عجز و بىطاقتى در مقام تضرّع و زارى بيرون آمد امير صاحب‌قران او را بجان امان بخشيد آنگاه اكابر و اشراف و قضاة و مشايخ ببساطبوس رسيدند حكم جهان‌مطاع نافذ شد تا مسلمانان را امان داده مال امانى بستانند و چون اكثر ايشان ارامنه بودند فرمان شد كه ايشانرا اسير گيرند و سپاهيانرا كه با لشكر منصور راه مخالفت سپرده بودند و آتش فتنه و حرب تيز كرده و ايشان مقدار چهار هزار سوار بودند حكم شد تا همه را گرفته زنده در چاهها كردند و بدين نوع سياست ايشانرا هلاك گردانيدند تا عبرت ديگر مخالفان باشد آنگاه امر فرمود تا حصار سيواس را با زمين پست گردانيدند تا از ان اثر نماند و در وقتى كه حضرت صاحب‌قرانى بتسخير سيواس مشغول بود بعضى از مفسدان آبلستان در مقام بدفرصتى بدزدى آمده اسپان لشكريانرا رانده مىبردند و از پايان كار انديشه نمىكردند