و حصار و مغاره تسليم كرد لشكر منصور بر دشمنان ظفر يافته كافرانرا بقتل آوردند و عمارات ايشانرا سوختند و از انجا بازگشته در اروق نزول كردند و سيّد خواجه را از راه سماوا بتاخت فرستادند بموجب فرمان متوجّه شده اسپ و گوسفند فراوان غنيمت يافت و امير جهانشاه با لشكر جاونغار از دهانهء دره بتاخت رفت و امير صاحبقران از راه سماوا درآمده روانه شد لشكر اولجاى و غنيمت بىشمار يافتند و خانهاى گبرانرا سوختند و غلّها بركندند و كليسياها خراب گردانيدند و در سر دره قلعهء بود در غايت حصانت و نهايت استحكام اردىبيك نام آن را نيز گرفته با روى زمين برابر كردند امير صاحبقران از انجا كوچ كرده بصحراى كركين نزول كرد و امير جهانشاه را با لشكرى تمام ايلغار كرده در طلب كركين روانه فرمود كركين از سركين چون پلنگ تيرخورده در بيشهء پنهان شد لشكر منصور فوجفوج در طلب او بهرطرف روى نهادند و هرچند او را بيش جستند كم يافتند امّا غنايم و اموال بسيار بغارت گرفتند و بازگشتند امير صاحبقران چون امرا را جمع ديد در حال كوچ فرموده از آب كر گذشته نزول فرمود درين اثنا خبر بسمع اعلى رسانيدند كه قلعهء زوريت را از ناوران گرج حصار ساختهاند و آن حصارى بود بغايت استوار بناى او بر بالاى كوهى بلند واقع شده و هرگز در هيچ تاريخ كس نشنيده كه آن را بقوّت و غلبه گرفته باشند امراى عظام و لشكريان با نام از ميانهء جدّ و جهد كمر خدمت برميان جان بسته عرّاده و منجنيق ترتيب داده و از حقّ تعالى مدد خواسته روز پنجم امير صاحبقران بنيروى دولت حملهء سلطانى كرده به زور بازوى سعادت آن قلعه را تسخير كرد و هم در روز با روى زمين پست گردانيد و مجموع گرجيانرا كه در انجا بودند سياست فرموده بقتل رسانيد درين اثنا خبر محقّق شد كه كركين در موضعى سوانيت نام نشسته است فى الحال لشكرها ايلغار كرده متوجّه آن موضع شدند كركين گريخته بجانب انجاز رفت و قلعهء سوانيت را مسخّر كردند لشكر منصور در عقب او نكاول شده روانه گشتند و بخلق بسيار از مردم وى رسيده بقتل آوردند و كركين از آب ايغير و كورلان گذشته و از مال و ملك بيزار شده جان بسلامت از ان ورطه بيرون برد و چون عاجز و مضطرّ شد و دانست كه از حمايت پسر سلطان احمد عاجزست دست از حمايت او بازداشته اجازت داد تا هرجا كه خواهد رود و آنگاه اسمعيل را گرفته به حضرت فرستاد و عجز و نيازمندى ظاهر كرده بگناهان خويش معترف شد و التماس نمود كه اگر بندگى حضرت دامن عفو و مرحمت بر گناهان او پوشد و اين نوبت از سر جريمهء او درگذشته
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: نظام الدين شامى
ص٢١٦