بازگردد من بعد سر از جادّهء طاعت و فرمانبردارى نگرداند و مسلمانانرا اذيّت نرساند و مال بر خود گرفته بخزانهء عامره رساند امير صاحبقران عذر او مسموع داشته از گناهان او درگذشت و مراجعت فرموده به طرف ابوانى توجّه كرد و اطراف و جوانب آن را تاخت كرده عمارات آن را خراب و باير گردانيد و از انجا دامن كوه گرفته متوجّه ديار قراقلقانليق شدند كه اهل آن سپاهان قهستان بودند و آن ولايت را تاخت كرده حصارهاى ايشانرا گرفتند و مجموع گرجيان آنطرف را غارت و تاراج كرده سرداران ايشانرا عاجز و زبون ساختند و از انجا در كوكبهء نصر و ظفر مراجعت فرموده بمنكول رسيده بر سرير دولت و كامرانى متمكّن شده بعدل و داد و ضبط بلاد و ترفيه حال عباد مشغول شدند باز بمسامع شريفه رسانيدند كه جماعتى از گبران گرج در موضعى برسگرد نام نشستهاند امير شيخ نور الدين را بايلغار به طرف ايشان روانه فرمود و چند روز توقّف كرده امير صاحبقران در قفاى ايشان لشكر كشيده متوجّه شد و چند شب در ميان كرده رسيد و در مدّت پنج روز بعنايت حضرت ذو الجلال هفت قلعه از قلاع ايشان مسخّر كرد و از انجا مظفّر و فيروز بازگشته در اونيك باغروق مبارك رسيدند و آنجا در مقام عيش و كامرانى و سلطنت و جهانبانى توقّف نمودند ملوك اطراف سر بر آستان متابعت نهاده و دست دولت درهاى اقبال بر روى گشاده ابلق توسن ايّام رام و ممالك شرق و غرب تابع احكام درين اثنا ايلچيان از طرف فرنگ رسيدند و پسر مراد بيك را كه گرفته بودند آوردند و بپاىبوس رسيده سخن امراى خويش بعزّ عرض رسانيدند حضرت صاحبقرانى ايشانرا بنواخت مخصوص گردانيده خلعت پوشانيد و خوشخاطر بازگردانيد
ذكر توجّه بندگى حضرت بجانب سيواس
مشهورست كه ( إذا أراد اللّه شيئا هيّأ أسبابه ) معنى آنست كه چون حضرت ذو الجلال جلّ جلاله خواهد كه در عالم صورتى واقع شود يا حادثهء روى نمايد اسباب بودن آن را مهيّا گرداند تا چون سببها دست باهم دهد هرآينه آن كار در عالم واقع شود غرض ازين سخن آنكه چون حكم قضا به خرابى بعضى از بلاد روم جارى شده بود