على بهادر و جهانملك پسر ملكت و ديگر دلاوران و بندگئ حضرت بر ساحل دريا فرود آمد روز شنبه دوّم ماه از انجا كوچ كرده به طرف تغلقپور كه در بالاى لب آب گنگ بود توجّه فرمود در اثناى راه خبر رسانيدند كه در پايان آب گنگ بسيارى از هندوان جمع شدهاند بموجب فرمان همايون امراى تومان و تواچيان مثل على سلطان تواجى و مبشّر بهادر و ديگر امراى قوشونات با پنج هزار سوار بدان طرف روانه شدند و بندگئ حضرت برقرار به طرف تغلقپور متوجّه بود در اثناى راه ذات بزرگوار را كه موجب صحّت احوال عالم است ملالتى رسيد و مزاج شريف را تغيّرى پديد آمد و در بازوى مبارك اندك مايهء نفخى ظاهر شد درين وقت خبر رسانيدند كه خلقى انبوه از گبران بر چهل و هشت كشتى سوار شده بر روى دريا مىآيند بندگئ حضرت فى الحال با جماعتى از بندگان خاصّ روى به دريا آوردند حضرت صاحبقرانى را از شعف شرف جهاد ملالتى كه مزاج را پديد آمده بود مرتفع شد و از ان هيچ اثر نماند و چون در كنار دريا بمقابلهء دشمنان دين آمدند بعضى از لشكريان نهنگآسا خود را در آب انداختند و چون ماهى شناور شده روى بمردان جنگى نهادند بعضى پايان آب را گرفتند و بعضى بر كنار آب آتش كارزار افروختند و تيرباران كردند و گبران در مقابل هم برين شيوه معارضه آغاز كردند بندگان حضرت بيشتر كشتيها را گرفته اكثر گبران را كه در انجا بودند بفنا رسانيدند و زن و فرزند ايشانرا اسير گرفتند و بقيّهء مخالفان ده كشتى را كه مانده بود برهم بستند و پشت موافقت باهم داده جنگ آغاز كردند و از طرفين چون موج دريا بر روى يكديگر برآمدند و بعون بارئ تعالى همه را به زخم تير و ضرب شمشير هلاك گردانيدند و باد دولت از طرف لشكر اسلام وزيدن گرفت
ذكر سه غزو كه در يك روز با جماعت گبران اتّفاق افتاد
چون بندگئ حضرت امير صاحبقران از غزو اصحاب كشتى كه در درياى گنگ بودند بازپرداخت همان ساعت از ساحل دريا كوچ فرموده روى رايت اقبال بموضع تغلقپور نهاد و آنجا نزول فرمود درين منزل شب يكشنبه سوم ماه هنوز دو دانگ از شب باقى بود كه از جانب امير اللهداد و بايزيد قاوچين والتون بخشى كه بقراولى رفته