تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
رايت همايون بجانب او گردانيد و آن گبر را تير بر شكم و شمشير بر سر زدند و از اسپ انداخته رسن در گردن به حضرت آوردند رسيدن و جان به مالك سپردن باهم بود باز خبر رسانيدند كه در درهء كوپله حشرى انبوه و خلقى بسيار از گبران جمع شده‌اند و بيشها با درختان سر درهم كشيده در راهست چون درين روز دو نوبت غزا اتّفاق افتاده بود و تعب بسيار بذات بىهمال رسيده جاى آن بود كه فرود آمده آسايش يابند و زحمات غزوات را براحت و آسايش بدل كنند امّا باستماع اين خبر نايرهء شوق جهاد در نهاد مبارك شعله زد و فى الحال با جمعى از خواصّ خود و چند كس از امراى قوشون كه در منقلاى بودند سوار شدند و چون بيشهاى سخت در راه بودند و هندوان بسيار و لشكر منصور اندك بودند از حضرت عزّت مدد و نصرت خواسته در خاطر خطير و رأى منير چنين گذشت كه اگر درين ولا فرزندانم پير محمّد و سليمانشاه مىرسند نعمتيست كه بريد شكر بغايت نهايت آن نتواند رسيد و حال آنكه سه روز پيشتر ايشانرا بر سبيل ايلغار بناحيتى دور فرستاده بود و به هيچ وجه توقّع نبود كه درين موقف حاضر شوند چه در مقابلهء پيروزپور از آب گذشته بودند و تصوّر ايشان آن بود كه رايات همايون درين طرف آب عبور نخواهد فرمود درين روز كه يكشنبه بود وقت نماز عصر موافق مطلوب ضمير منير آن طايفه بموكب همايون رسيدند و اين هم آيتى بود از آيات تأييد الهى و نمودار امداد فضل نامتناهى چون ايشان نيز رسيدند باتّفاق بر سر گبران آمدند و اكثر آن قوم را هلاك گردانيدند و غنايم فراوان بدست چاكران حضرت افتاد چنانچه محاسب و هم از شمار آن عاجز ماند چون شب در آمد و بيشها تنگ بود و محلّ آن نه كه فرود آيند اتمام آن قضيّه تا روز ديگر موقوف ماند و با غنايم وافر باز گرديدند در يك روز سه غزو چنين اتّفاق افتاد و بتحمّل آن مشقّتها شرع و ملّت رونق گرفت و دين و دولت سر بر آسمان رسانيد

ذكر استيصال گبران كه در درهء كوپله بودند و سنگى بر شكل گاو كه كفّار هند آن را مىپرستيدند

روز دوشنبه از ماه جمادى الاوّل باز لشكر جرّار در حركت آمده متوجّه درهء
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 198 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى