ايشان نيز ممكن نبود جمعه هفدهم ماه غارت عامّ اتّفاق افتاد و بيشتر محلّات سيرى و جهانپناه بباد تاراج بر دادند و هجدهم ماه نيز بغارت كردن و برده گرفتن به آخر رسيد و هر نفرى از لشكريان صد و بيشتر از مرد و زن و كودك اسير گرفته بيرون مىآوردند و كمتر لشكرى را بيست نفر برده رسيده بود نوزدهم ماه در دهلئ كهنه رفتند و بيشتر هندوان آنجا گريخته بودند و حرب مىكردند اميرزاده شاهملك بهادر و على سلطان نواچى با پانصد مرد مكمّل متوجّه آنجا شدند و غارت كرده از سر هندوان پشتها بر افراشتند و بقيّه را اسير گرفتند و بعد از وقوع آن قضايا چون صورت احوال بمسامع شريفه رسانيدند كار از دست رفته بود آرى [ بيت ]
چون كار به اختيار ما نيست * به كردن كار كار ما نيست
و هرچه ارباب صناعات بودند حكم شد كه بنوّاب مخدومزادگان و آغايان تسليم دارند و سنگتراشان جهت خاصّهء شريفه ضبط كنند و بندگئ حضرت پانزده روز در دهلى توقّف فرمود و چون اين فتحهاى نامدار روى نمود و ديار و بلادى بدان عظمت گشوده گشت و بتكدهاى بتپرستان بمساجد اهل ايمان بدل شد لواى كفر و بتپرستى نگونسار گردانيده روز چهارشنبه بيست و دوّم ربيع الآخر بمباركى بازگرديد و پيش ازين از سر اخلاصى كه با خاندان نبوّت و نايبان حضرت رسالت داشت سادات و علما و قضاة و مشايخ را در مسجد جامع جهانپناه نگاه داشته نگذاشته بودند كه بديشان اذيّتى رسد بدينسبب اين طايفه كه خلاصهء اقوام و زبدهء انام بودند در كنف عدل و احسان اين حضرت سالم و آمن ماندند و همين روز چاشتگاه از كنار حوض خواجهء جهان كه بدروازهء عيدگاه مشهورست كوچ فرموده با بخت فيروز بفيروز آباد فرود آمدند و ساعتى در انجا توقّف نموده متنزّهات آن موضع را در نظر شريف آورده در مسجد فيروزآباد دو ركعت نماز گزارده شكر نعمتهاى الهى بادا رسانيد و چون از دروازهء فيروزآباد بيرون آمدند خداوندزاده سيّد شمس الدين كه از سادات ترمد است و علاء الدين نايب كه پيش ازين از معسكر همايون برسم ايلچىگرى به طرف لهاور رفته بودند رسيدند و عرضه داشتند كه بهادر نهار كه حاكم بعضى از ولايات هندست سر بر خطّ بندگى نهاده روز جمعه بشرف بساطبوس مشرّف مىشود چون ازين طرف جهاننماى نزديك وزير آباد نزول فرمود ايلچيان دو طوطى كه بهادر نهار در صحبت ايشان فرستاده بود بعرض رسانيدند و اين دو طوطى از عهد سلطان تغلق شاه بازمانده بودند و چندين مدّت در مجلس سلاطين سخنورى و شكرخايى كرده و نظر بزرگان جهان