بر ايشان آمده بدان تحفهء نفيس تفأل كرده به حضرت اعلى توسّل جستند روز پنجشنبه بيست و سوم ماه از وزيرآباد كوچ فرموده از آب جون گذر كردند و در موضع مودوله نزول فرمودند و بيست و چهارم ماه از انجا عزيمت كرده بموضع كته رسيدند و بيست و پنجم ماه در مرحلهء باغ بت اقامت ساختند روز يكشنبه بيست و ششم از انجا كوچ كرده در موضع اسار كه ميان دو آبست فرود آمدند و دو روز درين منزل توقّف فرمودند
ذكر فتح قلعهء ميرت
اين قلعهايست از قلاع مشهور كشور هند روز يكشنبه بيست و ششم ماه از موضع اسار اميرزاده رستم برلاس و امير شاهملك و امير اللهداد را بدان قلعه روانه گردانيد و بيست و هشتم ماه امرا كه بحصار اين قلعه رفته بودند خبر فرستادند كه الياس افغانى و پسر مولانا احمد نهانهسرى وصفئ گبر با جمعى گبران بدان حصن تحصّن نمودهاند و ايل نمىشوند و مىگويند كه پادشاه ترمشيرين به ظاهر اين قلعه آمد و نتوانست گرفت آثار غضب در جبين مبارك ظاهر شد كه چگونه گبرى چند پادشاهزادهء مملكت ما را بعجز و قصور نسبت كنند بنا برين عنان عزيمت بجانب انتقام آن بىادبان مايل گردانيده با ده هزار مرد توجّه فرمود و شب در ميان كرده بيست و نهم ماه به ظاهر قلعهء ميرت رسيد و در ساعت حكم بنفاذ پيوست كه امراى قوشونات هريك در مقابلهء خود نقب فروبردند چون نماز شام نزديك شد در هر برجى از باره ده گز و پانزده گز نقب برّيده بودند گبران سراسيمه و حيران شدند و رخسار امّيدشان چون روى خود تيره گشت روز ديگر امير اللهداد با قوشون خود كه از قاوچينان بندگئ حضرت بودند بر در دروازهء قلعه زور آوردند و يكى از نوكران او سراى نام پسر قلندر كه مبارز ميدان جلادت و مرد معركهء شجاعت بود پيش از همهكس طناب در ديوار قلعه انداخت و به بالاى باره برآمد و بعد از ان ديگر بهادران و دلاوران بذروهء قلعه بر دويدند و اميرزاده رستم برلاس سرداران قلعه را مقدّم ايشان الياس افغانى و پسر نهانهسرى را گرفته