ذكر فرستادن امير صاحبقران پسر خضر خواجه اوغلان را پيش پدر و خواستارئ دختر كردن
در ان ولا كه امير صاحبقران سمرقند را محلّ نزول رايات همايون گردانيده بود و با فرزندان و شهزادگان بكام دل جمع آمده رگ كرم در حركت آمد و ابر عاطفت باران مرحمت باريدن گرفت شكرانهء آن نعمت را پسر خضر خواجه اوغلان را آخر بجانب پدرش فرستاد و دربارهء او صنوف انعامهاى پادشاهانه و فنون تكلّفات خسروانه بتقديم رسانيد و غياث الدين ترخانرا با او روانه ساخت و به جهت خواستارئ دختر خضر خواجه خاصّهء شريف خود را تحف بسيار از غرايب اجناس و نفايس اموال ارسال فرمود و چون ايشان روانه شدند و بموضع كان گل بيرون آمده روزى بر سرير مملكت نشست و از خراسان از فرط اشتياق پاىبوس حضرت او ملكت آغا منكوحهء اميرزاده شاهرخ متوجّه شده ببساطبوس رسيد و عروسان شاهزادگان همه متوجّه شده پيشكشها كشيدند و طويها كردند و موضع كانگل را بآذينها آراستند و در ديوارها را بجواهر و لآلى مرصّع گردانيدند تودهاى زروزيور برهم ريختند و نافهاى مشك و شمامهاى عنبر برهم آميختند و عامّهء امرا و لشكر را بكلاه و كمر زر و گهر معمور گردانيده مدّت سه ماه بدين نوع سپرى شد درين اثنا امر فرمود تا جميع بنّايان و مهندسان و معماران اقاليم را كه هريك سرآمد ملكى بودند و در سمرقند جمع آمده طلب داشتند و بناى باغ دلگشا نهادند و فرمان شد تا از انواع ميوها درختها نشاندند و در ميانهء آن كوشك و سرايى پادشاهانه بنياد كردند سرايى سر بعنان آسمان رسانيده و بيخ بمركز زمين فروبرده و آن را بنام توكل خانيم دختر خضر خواجه اوغلان نامزد فرمود و چون از ان فارغ شد بجانب آب خجند توجّه فرموده روانه شد و بموضع جيناس رسيده در قرب آب خجند مجلس زمستانى اختيار فرموده درين اثنا از جانب خضر خواجه قاصد رسيد و از قدوم مهد همايون ملكهء بلقيس اقتدار و بانوى هماى وقار بشارت رسانيد جملهء آغايان و خواتين سوار شده دهروزه راه استقبال كردند و بعد از تقديم مراسم اعزاز و اجلال بانواع طويهاى بتكلّف تقرّب جستند و در