تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
اردىبهشت كه جهان نمودار بهشت بود آنجا رسيده چتر و بارگاه بر افراختند و خيمه و خرگاه نصب كردند و خانهاى عالى بانواع ترتيبها مرتّب ساختند و ماه مبارك رمضان آنجا ديدند و از انجا كوچ كرده بسلطان اردوج عزم كرده متوجّه گشتند و روزگار به زبان حال مىگفت [ بيت ]
و حيت اتّجهتم شيعتكم سلامة * و برعاكم الرحمن من كل جانب

ذكر فرستادن امير صاحب‌قران اميرزاده محمّد سلطان را بولايت فارس و آوردن ياغيان آن ولايت را

پيش ازين بيان رفته بود كه اميرزاده محمّد سلطان به طرف هرموز نهضت فرموده بود و در وقت توجّه مجموع آن راهها را بر امرا و لشكريان قسمت كرده و بنفس خود از راه طارم روانه شد و اميرزاده رستم بهادر از جانب براونغار متوجّه شده از راه لار بولايت مكران رسيد و تاخت كرده لشكر را قوى و سير گردانيد تا بولايت هرموز رسيدند و هر ولايت كه اهل آن فرمان‌بردارى نكردند مجموع را غارتيده اولجاى بسيار گرفتند و هر جا كه حصار و قلعهء بود به زور بازوى مردى بدست آورد و با زمين پست گردانيد و از انجا بموضع كوشكك روانه شد و آن را مسخّر كرده به طرف حصار شاميل و مينا رفت و عمارات آن را خراب گردانيد و از موضع نوموقان و شورنيك تا موضع تازيان كه جملهء آن هفت موضع است همه را بجنگ بگرفتند و در ان موضع مدّت سه سال بود تا قطرهء باران بر زمين نيامده بود و علف و گياه معدوم گشته محمّد شاه ملك هرموز ايل شد و مال خراج چهارساله كه هر سال سيصد هزار دينار بود و پيش او مانده بعضى ادا كرد و بعضى تقبّل نمود اميرزادهء اعظم از انجا كوچ كرده بازگرديد و اطراف آن ولايت را تفرّج كرده مسخّر فرمود و از انجا متوجّه جانب شيراز شده بسلطان اردوج رسيده به حضرت امير صاحب‌قران رسيد و بديدار يكديگر شادمان شده خرّميها نمودند و طويها كردند و امير صاحب‌قران چنانچه پيش ازين ذكر رفت متوجّه سمرقند شد و در ان شهر جناب خواندزاده از طرف عراق رسيد و با حضرت امير صاحب‌قران ملاقات كرد و مجموع فرزندان را بنوازش و اكرام و خلعت و انعام سرافراز گردانيد