و غيرت دين با حشمت سلطنت ايشانرا در حركت نياورد درين وقت ذكر اين معانى در بساط خلافتپناه تازه گردانيدند رأى عالئ حضرت صاحبقرانى داعيهء همّت بلند را در حركت آورده بدان ملتفت شد كه عرصهء آن بلاد را از لوث وجود كفّار فجّار پاك گرداند و بتيغ آبدار آتشبار گرد فتنهء ارباب كفر كه
اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ *
صفت ايشان است بنشاند بنا برين نيّت بر غزو ايشان مصروف فرموده با لشكرى چون ذرّات بيابان بىشمار و چون ستارگان آسمان بسيار همه محمود عاقبت امّا بر آستان او آيازوار روى بدان ديار نهاد و غرّهء ماه ذى الحجّه سال هشتصد هجرى در مقام دورين كابل كه سرحدّ مملكت هند است نزول فرمود و درين يورش مهد اعلى بلقيس عهد سراى ملك خانيم و مخدومزادهء عالميان درّ درج پادشاهى و درّئ درج شهريارى [ بيت ]
كرامى درّى از درياى شاهى * چراغى روشن از نور الهى
اميرزاده اولوغ بيك خلّد سلطانه مصاحب بودند همان روز اجازت فرمود تا به طرف سمرقند مراجعت نمايند و هرچند تعلّق خاطر به طرف آن ميوهء دل و روشنايئ چشم بيش از بيش بود امّا جانب دين راجح آمده غزو كفّار بر وصال چنان فرزندى نامدار اختيار فرمود و پادشاه اسلام و حامئ حومهء هفت اقلام سلطان محمود خان از موضع مذكور از راه نيكنهاد عزيمت كرد و مخدومزادگان عظام و امراى كرام مثل اميرزاده سلطان حسين بهادر و اميرزاده رستم بهادر و غياث الدين ترخان و اميرزاده جهانشاه بهادر و حمزهء تغاى بوغا برلاس و امير شيخ ارسلان و سونجك بهادر و باقئ امرا در ركاب عالى روانه شدند و سيم ماه ذى الحجّه ايلچيانى كه از جانب تيمور قتلغ اوغلان و امير ايدكو و خضر خواجه اوغلان آمده بودند حاضر كرده و طوى داده خلعتهاى معتبر و كلاه و كمر دادند و ايشان رسالت ادا كردند مضمون آنكه ما جمله بنده و چاكر و تربيتيافتهء آن حضرتيم و اگر پيش ازين خدشهء مخالفتى چهرهء اخلاص ما را خراشيده باز در آيينهء عقل عيب آن را ديديم و پاى از ان مقام در كشيديم اگر حضرت خلافت پناهى اقتدا باخلاق الهى كرده آيت
عَفَا اللَّهُ عَمَّا
سلف بر گناهان ما خواند بعد ازين قدم از جادّهء بندگى فراتر ننهيم و سر از آستان مطاوعت بر نداريم [ بيت ]
گر باد برد مرا ازين راه گذر * تا عمر بود نپيچم از رايت سر
حضرت صاحبقرانى قلم عفو بر جرايد جرايم ايشان كشيد و ملتمسات ايشان باجابت مقرون گردانيده ببيلاكات پادشاهانه و تنسوقات خسروانه ايشانرا سرافراز گردانيده اجازت مراجعت فرمود و هم درين روز اميرزاده شيخ نور الدين كه در مملكت فارس داروغه