كرده ايشانرا براند و شوقل را كه پيشواى ايشان بود مبشّر بهادر در گرفتن او سعى بسيار نموده گرفته سر او را به حضرت آورد و بقيّهء كه مانده بودند فرمود تا حاضر كردند از ايشان سؤال فرمود كه موجب آنكه ترك غزا كرده بلكه اعانت كفّار كرديد چه بود جمله بگناه خود معترف شدند و ببدئ فعل خود اقرار كردند و از حضرت امير مرحمت و عاطفت طلبيدند ذيل عفو بر جرايم ايشان مبسوط داشته همه را خلعت داد و باحسان و انعامشان مخصوص گردانيد و فرمود كه بازگرديد و بزرگان و امراى خود را گوييد تا اگر همچو شما بگناه معترف باشند به حضرت ما آيند و از فعل بد خود توبه كنند تا ايشانرا نواخت كرده ولايت بر ايشان مقرّر دارم ايشان رفتند و لشكر منصور اشكوجان را گرفته و بر ولايت ايشان تاخت كرده از كشته پشتها ساختند درين حال امراى غازى قوموق و خواجگان و اكابر به حضرت آمدند و بگناه معترف شدند ايشانرا نواخت كرده عفو فرمود و امراى ايشانرا خلعتهاى فاخر و كمرهاى مرصّع داد و ساير خواصّ و عوامّ را باكرام و انعام نواخته و طويها كرده معزّز و مكرّم و خوشدل بازگردانيد و شرط فرمود كه بر قاعدهء قديم همواره با كفّار غزا كنند و ايشانرا بر جهاد تحريص فرمود همه خرّم و خوشدل بازگشتند و رغبت ايشان در غزاى كفّار زيادت شده در اسلام راسخ گشتند ديگر حصارى بود نركس نام آنجا هم حرب بسيار كرد و خلق بىشمار كشته شد عاقبة الامر گرفتند و بعضى ازيشان در كمرهاى كوه درآمده جايهاى استوار گرفتند لشكر فى الحال سوار شده رفتند و رسيدند و بعضى مبارزان دلير را در صندوقها كرده بطنابها سوى ايشان فروگذاشتند و عاقبت آن قلعه را نيز گرفتند و حصار ميكا و حصار بالوهر دو حصار را بگرفتند و همچنين حصار دركلو را مسخّر كردند و از انجا به طرف اغروق بازگشته ولايت زيره و ولايت كيلانرا مطيع گردانيدند و اهل ولايت قيتاغ آمده امان طلبيدند و بعد از ان فرمود تا حصار دربند را عمارت كرده استحكام تمام دادند و از انجا بازگشته بموضع شروان رسيدند ملك آنجا شيخ ابراهيم كه ذكر او پيش رفته بعد از انكه در ان سفر جانسپارى و مردانگيها نموده بود تربيتهاى پادشاهانه بتقديم رسانيد و طويهاى عظيم كرد و دوقوزها پيش كشيد و از انجا كوچ كردند و بكنارهء آب كر رسيده فرود آمدند و امير شيخ ابراهيم را بخلع پادشاهانه و انعام بىگرانه و زروزيور و كلاه و كمر مخصوص گردانيده حكم آن ولايت برقرار معهود به دو تفويض فرمود و روزى چند آنجا بر مسند كامرانى نشسته بعيش و عشرت مشغول بودند و از انجا كوچ كرده بموضع آقدام رسيد و اميرزاده اميرانشاه را ايلغار كرده بسوى حصار النجق فرستاد و اميرزاده رستم
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: نظام الدين شامى
ص١٦٥