تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
افروخته تر و خشك برهم سوخت و مجموع كليسياها و بتخانهاى ايشانرا خراب و ويران كرد و از انجا فرود آمده دامن كوه اوهر را تاخت كرد و لشكر غنيمت و علوفه و آزوق بسيار آوردند و از انجا بجانب راه بيشكند بازگرديد و آن ولايت را بميامن عدل و احسان آراسته گردانيد و اهل آن مواضع پيشتر ازين مسخّر شده آمده بودند و سيورغال يافته و از چنگال خوف و هراس آمن شده امير صاحب‌قران حكم فرمود كه لشكر اصلا متعرّض ايشان نشوند و بكم و بيش زيان نرسانند تا عالميانرا معلوم شود كه مردم بجزاى اعمال خود مواخذ و معاقب مىشوند و اين سنّتى است از سنن حضرت الهى و قرآن كريم بدان ناطق كه
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها *
يعنى هركه نيكويى كند نفع آن به دو رسد و هركه بدى كند مضرّت آن به دو بازگردد [ بيت ]
بدى مكن كه درين كشت‌زار زود زوال * بداس دور همان بدروى كه مىكارى
بعد از ان امير صاحب‌قران بر ولايت چودر قزاق تاخت آورد و امر فرمود تا غارتيدند و از انجا بموضع بوغازقوم رسيده زمستان آنجا گذرانيدند و جميع ولايت مموقتو مطيع و منقاد شده آمدند ديگر در ميان جزيرها ولايتها بود كه آب را حجاب ساخته حصار گرفته نشسته بودند و ايشانرا ماهىگيران مىگفتند لشكر ايلغار كرده فرمود تا بر ايشان تاخت آوردند برحسب فرمان بر يخ گذشتند و همه را عرضهء نهب و غارت گردانيدند و حضرت امير صاحب‌قران لشكر گزين فرموده ايلغار كرده روانه شد و برأى و تدبير صايب حاجى ترخان و سراى را مسخّر گردانيد و جميع عمارات‌سراى را ويران كرده با روى زمين برابر ساختند و اميرزاده پير محمّد بهادر و امير جهانشاه بهادر لشكر آراسته متوجّه سراى شدند و ولايت بيرونى را مجموع بغارتيدند و باز به حضرت امير صاحب‌قران آمدند فرمود كه غنايم و اموال كه در تسخير آن بلاد حاصل شده بود پيش او حاضر كردند و همه را بر امرا و لشكر تفرقه كردن فرمود و عطاهاى بىحدّ و اندازه داد و از انجا كوچ كرده از موضع تارقى گذشته بجانب اشكوجان رسيد و لشكرها را به جهت تاخت كردن به اطراف متفرّق ساخت و در ان موضع توقّف نمود تا لشكرها از اطراف با غارت و اولجاى رسيدند و ولايت غازى قوموقلوق و لشكر اوهر را عادت بود كه ماه و سال با كافران غزا مىكردند و امير صاحب‌قران را در دل بود كه ايشانرا مدد كرده بر حرب كفّار معاونت نمايد درين وقت رسم خود ديگرگون كرده بمعاونت كفّار برخاستند و خلاف آنچه ازيشان متوقّع بود بظهور رسانيدند امير صاحب‌قران پانصد سوار مكمّل مسلّح‌گزين كرده بر ايشان تاخت