تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
امير صاحب‌قران برأى رزين و فكر دوربين بعد از امعان نظر و تفكّر در زيروزبر آن قلعه اشارت فرمود تا نردبانها ترتيب داده از اطراف بر حصار نهادند و آن را بطنابها بر ديوار استوار گردانيدند و بهادران جان‌باز برحسب فرمان بجاى آورده و سر فدا كرده قدم بر ان نهادند و طنابها بدست گرفته روان شدند و حرب آغاز كردند و بسيارى از ولايت اركوون كشته شدند و كولا و طاوس را گرفتند و به حضرت امير صاحب‌قران نارسانيده در راه هلاك كردند و بسيارى از مردم بقتل آمدند و عاقبة الامر گل مراد از شاخسار ظفر شكفته شد و امير صاحب‌قران از انجا بجانب پولاد عزم كرده روانه شد و در ميانهء راه در موضع بلقان يك روز توقّف نمود و باز كوچ كرده بپولاد رسيد و مكتوب نوشته بر دست برادر اودوركو پيش پولاد فرستاد و گفت اودوركو بايد كه به زودى به حضرت ما آيد و الّا اينك با لشكرهاى جرّار و سپاه بىشمار رسيديم چون بر مكتوب اطّلاع يافتند پولاد گفت اودوركو پناه بما آورده است تا جان در تن باشد او را نسپارم و تا رمقى از روح باقى بود محافظت او نمايم چون امير صاحب‌قران اين سخن بشنود امر فرمود تا عساكر منصوره سه فرسخ راه جنگل برّيده و صحرا كرده راه گشودند و اودوركو حصار قبچغاى و دره را گرفته بود و جان‌بازى آغاز نهاده امير صاحب‌قران رسيده جنگ انداخت و بعد از جنگ بسيار بحصار برآمد مردم بىشمار از ولايت او بكشتند و خانهاى ايشانرا بسوختند و از جانب براونغار از خدمت اميرزادهء اعظم اميرانشاه از دامن كوه البرز قاصدى به حضرت رسيد و خبر داد كه اميرزادهء اعظم اودوركورا در پى كرده بتنگ آورده است و نزديك آمده كه او را بدست آرد در حال امير صاحب‌قران از انجا سوار شد و از كوه البرز گذشته بموضع اباسه فرود آمد و در ان موضع اودوركورا گرفته و بند كرده به حضرت آوردند و درين اثنا ولايات بسيار مسخّر گردانيده بازگشت و باغروق رسيده فرود آمدند و جملهء لشكر در ميانهء بيش‌تاغ رسيده نزول كردند و امير صاحب‌قران ايلغار كرده جميع ولايت سمسم را مسخّر گردانيد و محمّد پسر قيربيك ولايت خود را جمع كرده به حضرت آمد و جمعى ديگر از اهل ولايت و ايل گريخته بودند و بجايهاى سخت درآمده چنانچه پياده بدشوارى توانستى رفت امير صاحب‌قران بنفس خود بجانب ايشان توجّه نموده حرب آغاز كرد و جملهء آن حصارها را مسخّر گردانيد و فرمود تا مردم آن را بسته از حصار به زير انداختند ديگر در ميانهء كوهستان ولايات بىشمار گرفت و در جايهايى كه رستم دستان بدست عجز پيش آمدى بقوّت رأى و معاونت تدبير دشمنانرا تسخير بل تدمير كرد و يك دو روز آتش قهر