بگذشت و در قفاى دشمنان بولايت اوكك رسيد و در ميانهء راه بسيارى از اعدا قتل كرد و ايل دشمن را بكنارهء دريا رسانيدند ازين طرف شمشير آبدار و از ان طرف درياى بىكنار و اعدا در ميان دو بلا گرفتار اكثر ولايت اعدا را گرفتند و بعضى خود را در آب انداختند و توقتميش خان با معدودى چند گريخته بجنگل در آمد و از چنگال ايشان رهايى يافت مجموع آن ولايت را غارت كرده اموال بسيار گرفتند و در وقت گذشتن از دربند و پيشتر از مصافّ دو لشكر يكروز اميرزاده اميرانشاه از اسپ افتاده بود و دست مباركش درد خورده و بدان سبب در خدمت سلطان محمود خان در عقب مانده و امير يادگار و امير حاجى سيف الدين در عبوديّت ايشان در اغروق سر بودند در موضع يولوقلوق و ازوقلوق به حضرت امير صاحبقران و اصل شدند و بجانب آب اوزى دست راست لشكر دشمنان را طلبيده ديگرباره امير صاحبقران لشكر را ايلغار كرد و به طرف آب اوزى به آب منكرمان رسيده ولايت بيك ياريق و خان و مان ايشانرا تالان كردند مگر اندكى كه خلاص يافتند و تاش تيمور اوغلان و آقتاو بجانب دشمن رفتند و بموضع اويماتاى رسيدند و از آب اوزى بازگشته ديگرباره بيك ياريق را لشكر جهان مطاع يافته و به آب تن رسانيده مضطرّ و عاجز و بيچاره گردانيدند درين حال بيك ياريق پسر خود را گرفته از ميانهء ايشان بيرون آمده گريخت و از سر ضرورت اهل و اولاد را در چنگال بلا گذاشت و شهر اوروس قراسو نام را لشكر امير صاحبقران با مجموع ولايت غارتيدند و اميرزاده اميرانشاه و جهانشاه بهادر در طلب دشمنان بدست راست تاخت كرده روانه شدند و بسيارى از امرا با ايشان موافقت كردند و ولايت ايشانرا كه بر دست راست بود و بزرگ ايشان بيك خواجه بود و سراى و اوروس و اوروس چوق همه را در تحت تصرّف آوردند و مجموع را غارتيده مالومنال و اسپ و استر و گاو و گوسفند بىحساب گرفتند و زنان و دختران صاحب جمال اسير كردند و امير صاحبقران بجانب شهر اوروس موشكو نام عزم كرد و بر همهء آن ولايت تاخت كرده غارتيد و لشكريان غنيمت بىاندازه گرفتند و اميرزاده محمّد سلطان جميع ولايت قابوجى قراول كه به اين نام شهرت دارد غارت كرد و ديگر جماعت كوربوقا و برلان و يوركون و كلاجى از طايفهء دشمنان در بيابان متحيّر و سرگردان مىرفتند اميرزادهء جهانيان با امراى عظام ايشانرا غارت كردند و اموال بسيار گرفته فرزندان و زنان ايشانرا اسير كردند و ديگربار امير صاحبقران قول لشكر را گرفته از انجا قچرچى با خود برده بجانب بلجيمن عزم كرده روانه شد و اميرزاده اميرانشاه بر دشمنان تاخت آورده از
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: نظام الدين شامى
ص١٦١