تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
فرود آمدند و . . . . . . . با قوشون خانه‌زاد دست چپ ايشانرا گرفته فرود آمدند و بجدّى هرچه تمامتر بجنگ مشغول شدند درين حال قول بزرگ و قلب لشكر امير صاحب‌قران كوركا و نفير و نقاره و برغو زده بهيبتى تمام و شوكتى عظيم رسيدند عالم پرنفير و آشوب شد و جهان پرمشغله و غوغا گشت و درين اثنا قوشون استوى رسيد و در عقب قوشون قول فرود آمدند و از طرفين با آن شوكت و كثرت جنگ در پيوستند و هرچند لشكر دشمن حملها كردند لشكرهاى منصور را كه فرود آمده تير مىانداختند از جاى نتوانستند جنبانيد از كثرت قتل و كوشش جويهاى خون در ان صحرا روان شد و در چنين حال اميرزادهء اعظم محمّد سلطان در مقام شجاعت و مردانگى بىتوقّف بنفس شريف خود حمله كرد و در عقب او بوى قوشون او در آمدند و از جانب دست چپ حمله بردند از هيبت او دشمنان روى گردانيده در حال بگريختند و هرچند امير صاحب‌قران هميشه او را از جان عزيزتر و از روح كرامىتر مىداشت درين حالت باظهار آن شجاعت محبّت او يكى در هزار شد توقتميش خان و شهزادگان دشت قپچاق با امرا و نوبينان روى بگريز نهادند درين حال امير حاجى سيف الدين در نوك لشكر دست راست كه آن را قنبول ميگويند ايستاده بود فرقهء از دشمنان بقوّتى تمام بر وى حمله كردند در حال فرود آمد و دست بقبضهء كمان برده و مردانگى نموده تيرباران كرد بحدّى كه دشمنانرا مجال چشم گشادن نبود و چون لشكر گريخته بعضى را از قوم خود در مقام مقاومت ديدند جمعى ديگر با ايشان پيوستند و انبوه شدند امير حاجى سيف الدين توكّل بر خداى كرده و پاى در ركاب ثبات آورده از جاى خود حركت نكرد و با دشمنان كوششى نمود كه بالاتر از ان متصوّر نباشد و توره و سپر در روى كشيده چون كوه ثابت‌قدمى نمود ناگاه امير جهانشاه بهادر از طرفى ديگر در آمد و بر دشمنان روى آورده حملهء مردانه كرد و چون هردو پشت بتقويت هم باز داده داد مردى دادند دشمنان بگريختند و باز آن لشكرهاى متفرّق باهم جمع شده باز ايستادند اميرزادهء جهان رستم اگرچه سال اندك داشت امّا بتقويت دولت بزرگ با لشكر خاصّهء خود رسيد و چون برق و صاعقه بر دشمنان زد و به زخم تير و ضرب شمشير اعدا را بگريزانيدند و در پى كرده متفرّق و پراگنده ساختند چون لشكر بعون حقّ بر اعدا ظفر يافتند امير صاحب‌قران روانه شد و بموضع قوراى رسيده نزول كرد و اغروق را در انجا بگذاشت و لشكر گزين كرده بايلغار بيرون آورد و توقتميش خان را در پى كرده روانه شد و از گذرگاه ايديل كه تركان توراتور مىگويند