تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
بكنار آب سونج رسيد و توقتميش خان به آب رسيده توقّف نمود و لشكر را فرمود تا سپرها و تورها در پيش نهادند و خود را محافظت نمودند امير صاحب‌قران در مقام شوكت و استظهار نقاره و برغو زده بجنگ مبادرت نمود توقتميش خان چون آن حال ديد توقّف مصلحت ندانست اثقال و بنه گذاشته بگريخت و امير صاحب‌قران در پى رانده از آب ترك بگذشت و توقتميش خان به آب قورى رسيده توقّف نمود و لشكرها جمع آورد ديگرباره امير صاحب‌قران كنار آب ترك را گرفته به طرف جولات توجّه كرد و لشكر را آنجا علوفه داده ترتيب مجدّد فرمود ناگاه خبر رسيد كه توقتميش خان ديگرباره لشكر آراسته از كنار آب ترك مىآيد و درين كرّت بر جنگ جازم و عازم است امير صاحب‌قران مراجعت نموده مستقبل او شد و ميمنه و ميسره راست كرده منقلاى پيش فرستاد روز ديگر بلشكر خصم رسيده فرود آمد و هردو لشكر در برابر هم شب گذرانيدند چون صبح شد امير صاحب‌قران صفوف لشكر خود را مرتّب گردانيده يك قول جهت خاصّهء خود و يكى جهت اميرزاده محمّد سلطان بهادر ترتيب فرمود و خود بنفس خود بيست و هفت قوشون از لشكر گزين كرده مترصّد وقوع حرب دور تر توقّف فرموده بود درين حال شخصى آمد و گفت با حضرت سخن دارم و چون او را به حضرت بردند عرضه داشت كه از لشكر دست راست خصم مىآيم و حال آنست كه كونچه اوغلان و بيك ياريق و آق‌تاو و داود صوفى و اودوركو يك‌زبان شده‌اند كه بر قنبول دست راست شما تاخت كنند امير صاحب‌قران در حال بجانب ايشان روانه شده راه ايشانرا گرفت و چند قوشون بيرون آورده پيش ايشان باز فرستاد چون ايشان قانون و ضبط و شوكت و عظمت لشكر منصور مشاهده كردند خوف و هراس بر دلها غالب شد تا پيش از حمله جمله بگريختند و از ان بيست و هفت قوشون كه امير صاحب‌قران جدا كرده بود پنجاه نفر نيكاميشى كرده ايشانرا بقول خود رسانيدند و چون لشكر گريخته بقول خود رسيدند ديگربار جمع شده بيكبار حمله كردند و آن پنجاه نفر را در ميان گرفته گريزانيدند و بعضي را بكشتند و بدين‌سبب قدرى دلير شده پيش آمدند و متوجّه گشته روى بلشكر منصور نهادند و نزديك امير صاحب‌قران رسيدند امير شيخ نور الدين جانرا در معرض تلف انداخته و ناموس قايم كرده پيش‌باز دشمنان رفت و از ضرب تيغ و شمشير روى نگردانيده از اسپ فرود آمد و لشكر بمتابعت او فرود آمدند و توكّل بر خداى تعالى كرده به زخم تير جگردوز دشمنانرا باز نشاندند و الله داد در عقب او بر سبيل كيچكا رسيد و قوشونهاى بوى