تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
چشم دولت بجمال او روشن شد و مملكت بوجود او زيب و زينت يافت بانوى كبرى سراى ملك خانيم ايلچى فرستاده آن مژده رسانيدند شادمانيها نموده مدّتى در صحارئ منكول بطوى و عشرت مشغول شدند و نذور و صدقات بمستحقّان رسانيدند و نام مبارك او سلطان ابراهيم نهادند عقد دولت را دانهء با مقدار اضافت شد و بحر مكرمت را گوهرى شاهوار زيادت گشت و امرا كه بجانب گرجستان رفته بودند قلعهاى بسيار گشودند و حصارهاى سخب مسخّر كردند و در مقام كامرانى و ظفر درين محلّ بآستان‌بوس مشرّف شدند و در هجدهم ماه ذى القعده از كنارهء كول كوچ كرده روز آدينه اميرزاده شاهرخ را بجانب سمرقند روانه فرمود و فرمان شد كه آغايان در خدمت خانيم در سلطانيّه باشند بر موجب فرموده بتقديم رسانيدند و اميرزادهء اعظم مصحوب دولت و كامرانى بسمرقند رسيده بساط امن‌وامان باز گسترد و شادروان عدل و احسان برافراشت تا عالميان در سايهء معدلت او آمن و آسوده گشتند و جهانيان در پناه جاه او خوشدل و فارغ بودند و به زبان حال در دعاى اين صاحب‌قران مىگفتند [ بيت ]
روزگارت همه خوش باد كه در دولت تو * روزگار و سروكار همه خوش مىگذرد
امير صاحب‌قران نخچيركنان به راه كوهستان در آمد و جميع ولايات گرجستان را مسخّر گردانيد و در موضع قراقلغان مخالفان بسيار بودند متوجّه شده ايشانرا مقهور و مخذول گردانيد و در ان مقام مجلس عيش آراسته بعشرت و كامرانى گذرانيد و از انجا كوچ فرموده به شهر تفليس رسيدند و از انجا شكاركنان بولايت شكى در آمدند و به جهت انقياد و اطاعت اهل ولايت لشكرها ايلغار كرده روانه فرمود امير حاجى سيف الدين و جهانشاه بهادر و باقى امرا بر موجب فرمان روان شدند و ولايت را مطيع و منقاد گردانيدند و هركه مطيع نبود غارتيدند و شيخ نور الدين بهادر با لشكرى عزم جانب كوهستان كرد و سيّد على از خانه و ملك و مال گذشته راه گريز پيش گرفت جميع ولايت او را خراب و مستهلك گردانيدند و از ان فارغ شده به حضرت امير صاحب‌قران آمدند و درين وقت از طرف پادشاه توقتميش خبر رسيد كه لشكر او بدربند رسيده گذشتند امير صاحب‌قران سوار شده روانه شد چون لشكر خصم خبردار شدند مقاومت مصلحت نديدند فى الحال بازگشتند و چون مراجعت ايشان محقّق شد امير صاحب‌قران از كنار آب كر روانه شده موضع قيشلاق طلب مىفرمود چندانكه قريب محمود آباد رسيد در ان موضع سراى ملك خانيم و آغايانرا طلب فرمود برحسب فرمان متوجّه شدند و بديدار يكديگر مسرّت و ابتهاج افزودند و زمستان بعيش و خرّمى در ان موضع گذرانيدند و چون فصلى