مردم او كه با او متّفق بودند باز نمود و حال آنكه بكرّات امثال اين حركات ناپسنديده ازو مشاهده فرموده بود و از كمال مروّت تغافل ورزيده در تعظيم او مبالغت مىفرمود و او را امير تومان ولايت گردانيده بود و در بر اونغار لشكر ازو بزرگتر اميرى نبود مگر از نسل پادشاهان كه بر وى مقدّم بودند امير صاحبقران بحبس او امر فرمود و آن جماعت را كه با او متّفق شده بودند بياساق رسانيد و از انجا بجانب الاداغ عزم فرمود امرا و متعيّنان آن اطراف ببساطبوس درآمده مطاوعت و انقياد نمودند و مال و خراج متقبّل شده آمن و فارغ شدند و از ميافارقين و باتمان واشما بيرون رفتند درين اثنا امير صاحبقران اميران تومانرا قچرچيان تعيين فرموده اميرزاده محمّد سلطان به طرف جاونغار از راه جنججور روانه شد و امير صاحبقران از راه سيواسر متوجّه صحراى موش گشت و اميرزاده شاهرخ ملازم ركاب عالى بود و آن راهها بغايت سخت بود اسپ و استر و اشتر بسيار در ان راه هلاك شد روز شنبه چهاردهم رجب در صحراى موش نزول فرمود و اميرزاده اميرانشاه براونغار شده از جانب بدليس روانه شد و امير صاحبقران راهها را تفحّص فرموده اشارت فرمود تا بر دفاتر ثبت كنند حكّام آن ولايت مجموع در مقام مطاوعت و عبوديّت در آمدند و امير بدليس حاجى شرف ببساطبوس رسيده اظهار بندگى و اخلاص نمود و اسپان نامدار پيشكش كرده ملازم درگاه عالى شد و در جميع ولايت كردستان بنيكمردى و سلامت نفس و راستگويى و خوشخلقئ او ديگرى نبود امير صاحبقران او را پسنديده نوازش فرمود و محمدت و ستايش كرد و ولايت او را به دو ارزانى داشت و بر عادت قديم او را حاكم مطلق گردانيد و ياييق صوفى را بقلعه و حصار او فرستاد و اميرزاده محمّد درويش را با لشكرى انبوه نامزد قلعهء النجق فرمود و قرا يوسف در مقام مخالفت با خانهاى تراكمه از موضع خود كوچ كرده بود امير صاحبقران با امراى عظام قوريلتاى فرموده بر ان مقرّر شد كه لشكرها به جهت دفع مفسدان تعيين رود برهان اوغلان را پيشواى لشكر گردانيد و ايباج اوغلان را با وى نامزد فرمود و جهانشاه بهادر را بايلغار تعيين كرد و خود در ان موضع توقّف فرمود و اميرزاده اميرانشاه را خاصّ بقلع و قمع تركمانان معيّن فرمود و درين اثنا بندگئ جناب سراى ملك خانيم و ساير خواتين و آغايان كه در سلطانيّه زمستان گذرانيده بودند و در فصل بهار از انجا كوچ كرده متوجّه بندگئ حضرت شدند امير صاحبقران اميرزاده شاهرخ را باستقبال ايشان فرستاد اميرزاده چهار روز راه كرده در ميان آب مرند و خوى با ايشان ملاقات كرد و امير صاحبقران از انجا كوچ كرده متوجّه جانب اخلاط شد درين
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: نظام الدين شامى
ص١٥٢