تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
تحف و هدايا بسوى فرزندان و خانه مىفرستاد آن شيخ مجموع را گرفته پناه بجزيره برد و ملك عزّ الدين كه سلطان جزيره بود او را حمايت كرد و ديگر به حضرت قاصد و نامه نفرستاد امير صاحب‌قران تأكيد حجّت را دو بار قاصد فرستاده پيغام داد كه شيخ را گرفته پيش ما فرست تا از گناه مخالفت تو درگذريم بدان التفات ننمود دوازدهم ماه امير صاحب‌قران اغروق را گذاشته و بايلغار سوار شده توجّه فرمود و از دجله عبور كرده لشكر منصور پيرامون شهر محيط شدند و هم در روز شهر را غارت كردند و چند قلعهء ديگر مسخّر گردانيدند و اسپ و استر و اشتر و گوسفند بىشمار بدست آوردند سلطان جزيره بدست يكى از لشكريان افتاد او را نشناخته بود و شكنجه و عقوبت بسيار كرده و از وى مالها گرفته و او را گذاشته چون داد انتقام ازيشان دادند از ان موضع كوچ كرده جملهء اموال و خزاين را بموصل فرستاد و مدّت ده شبانروز بسى كشتى گوسفندان از آب مىگذرانيدند باز جانقى كرده و ضبط لشكر فرموده مجموع پيادگانرا سوار گردانيد و غرّهء جمادى الآخر بموضع ماردين بازگشت و اميرزاده اميرانشاه بمنقلاى از پيش روانه شد و بر اهل ولايت كه بر كوه و دشت نشسته بودند تراخت كرده غارت كرد روز سه‌شنبه دوازدهم ماه مذكور لشكر منصور را آراسته حوالئ ماردين خيمه و خرگاه بركشيده فرود آمد و دشمنان چون مرغ در قفص گرفتار ماندند روز ديگر چون صبح دميد نوبينان و امرا و شهزادگان صفّهاى لشكر راست داشته متوجّه حصار شدند و در حال قول لشكر و قلب سپاه سپرها در روى كشيده نردبانها بر ديوار حصار استوار گردانيدند و شمشير از نيام برآورده بر ان نردبانها برآمدند اعدا حصار را گذاشته گريختند و بقلعه برآمدند و خلق بتير و شمشير هلاك شدند و بعضى در زير دست و پاى چهارپايان ناچيز شدند و قلعهء ايشان كوهى بود بغايت بلند و حصين و استوار و متين لشكر منصور حمله كرده دشمنانرا تا در قلعه براندند و كشش بسيار كردند و چهارپايان و متخلّفات ايشانرا بغارتيدند اهل قلعه چون عجز خود و قوّت لشكر منصور مشاهده كردند بتضرّع درآمدند و دوقوز بسيار و اسپان بىشمار بيرون آوردند و خراج و مال تقبّل نمودند درين اثنا از جناب سراى ملك خانيم قاصد رسيد و بشارت رسانيد كه بارئ عزّ و علا امير صاحب‌قران را از طرف اميرزادهء جهان شاهرخ بهادر فرزندى كرامت فرموده است و بر نهال دولت شكوفهء تر شكفته و از صدف بحر كرامت گوهرى پاكيزه‌روى نموده چون اين خبر بسمع شريف رسيد خرّمى نموده مملكت ماردين و اهالئ آن را بدين شكرانه آزاد فرمود و آن ولايت را بر سلطان صالح كه پيشتر
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 150 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى