نصرت و فتح او طلبيدند و بقوّت و نصرت الهى امير صاحبقران متوجّه شد و پيش از همه امير سيف الدين شمشير كشيده بر دشمنان تاخت و آنها را كه مقابل او بودند منهزم گردانيد درين حال از قنبول دست راست لشكر دشمن گذر كرده روانه شدند كه عقب لشكر را بگيرند و لب آب سياه را محافظت نمايند اميرزاده جهانشاه بهادر لشكر آراسته پيش ايشانرا گرفته برگردانيد باز قولنچاق بهادر حمله كرد و يك قوشون دشمن را برگردانيد و چون اميرزادهء عالميان اميرانشاه حمله كرد لشكر اعدا را كه در مقابل او بودند بگريزانيدند و عثمان بهادر با قوشون خاصّهء خود حرب كرد ناگاه از اسپ خطا كرده افتاد و ديگرباره بر اسپ سوار شد درين حال امير صاحبقران حمله كرده دشمنانرا پراگنده گردانيد و اميرزادهء جهان محمّد سلطان قول لشكر خود را آراسته و مرتّب گردانيده بجانب اعدا حركت كرد و دشمنان كه در مقابل او بودند بگريختند و اميرزاده عمر شيخ هم در ان روز داد مردانگى و مردى داد و هركس از امرا و سرداران از جاى خود حركت كرده لشكر مقابل خود را براندند القصّه آتش حرب افروخته شد و سپر و جيبها بر سينه و تن دشمنان بنوك سنان و تير دوخته گشت و لشكر منصور چون كوه پابرجا پشت موافقت باهم داده روى نگردانيدند توقتميش خان عاجز شد و چون قوّت مقاومت در خود نديد روى از جانب امير صاحبقران گردانيده متوجّه طرف اميرزاده عمر شيخ شد و چون قوشون او را نيز مرتّب و مضبوط يافت ازو نيز روى برگردانيده بجانب قوشون و هزارهء سولدوز روى آورد هرچند ايشان در مقابله تيرباران كردند سودى نداشت لشكر دشمن غالب شد و بسيارى از لشكر سولدوز هلاك گردانيدند و در ميانهء ايشان درآمدند امير صاحبقران فرمود تا دشت و صحرا را از آواز نفير و نقاره پرخروش كردند و لشكر غريو و جوش برآورده حمله كردند و دشمنانرا منهزم گردانيدند درين حال چكاتواچى بتعجيل رسيد و خبر داد كه دشمنان عقب لشكر ما را گرفته و از عمر شيخ بهادر هم قاصد رسيد كه پادشاه توقيميش سپاه خود را آراسته در عقب ما مىآيد و قلب و جناح لشكر خود را مضبوط مىدارد امير صاحبقران لشكرها آراسته و توكّل بر حضرت عزّت كرده بازگرديد چون لشكر اعدا توجّه او را مشاهده كردند و عظمت و كثرت لشكر بديدند قوّت مقاومت نداشتند لغام ريز كرده گريختند و روى در بيابان آورده منهزم شدند امير صاحبقران در كوكبهء نصر و ظفر بمباركى و طالع سعد نزول فرمود و لشكرها گزين كرده بنيكاميشى در عقب فرستاد تا ايشانرا غارتيده گوشمال بليغ دهند بر موجب فرمان روان شدند و حال آنكه كونچه
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: نظام الدين شامى
ص١٢٤