تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
كرد كه روند و از حال دشمن كما ينبغى خبر درست آرند برحسب فرمان روان شد و از آبهاى بسيار و لاى و گل فراوان بگذشت و دشمنانرا ديده پيش رفت ايشان بر بالاى كوهى ايستاده بودند و نظاره مىكردند جمعى از مبارزان نامدار و مردان كارزار روانه كرد دشمنان چون ازيشان خبر يافتند بىتوقّف از پشته فرود آمدند ايشان جاى دشمن را گرفته بر ان كوه راندند چون نظر كردند سى قوشون جيبه‌پوش ديدند در مغاكى صفّ آراسته و در كمين فرصت نشسته اين خبر به حضرت امير صاحب‌قران فرستادند ايكو تيمور گفت قضيّهء ما مشكل افتاد بآهستگى باز مىبايد گشت و از آبها گذر مىبايد كرد بنا برين مردم خود را روانه گردانيد و خود با هفت هشت مرد بازايستاد دشمنان چون ايشانرا بديدند حمله كردند ايكو تيمور در مقام غيرت و مردى ثبات قدم نموده برايشان حمله كرد و به زخم تير جان‌گذار چند قوشون را بازداشت و از كمال مردانگى چندان توقّف نمود كه مردم او از آب گذشتند درين اثنا از كمين قضا تيرى به دو رسيد و اثر آن درو ظاهر شد و اسپ نيز تير خورده بود توقّف نتوانست كرد و قوّت وفا نكرد از اسپ بيفتاد نوكر او اسپ خود پيش كشيد تيرى ديگر بر ان اسپ زدند و آن نيز بتلف آمد دشمنان گرد او درآمدند و او از كمال مردى و غايت حميّت تن بعجز درنداد و چندان جنگ كرد كه شهيد شد و دشمنان او را نشناخته بودند و الّا شايستى كه در هلاك او تعجيل نكردندى امّا [ بيت ]
چون اجل دامن كسى گيرد * دست او برنمىتوان پيچيد
عاقبت آن نهال برومند را از بيخ بركندند و آن بنيان كشور مروّت و مردى را از پاى درآوردند نه مال دستگير آمد و نه رجال پاىمردى كردند نه اقبال و جاه اجل را مانع شد و نه لشكر و سپاه قضا را دافع آمد درين حال امير صاحب‌قران و امير سيف الدين رسيدند و درين صورت محزون و متفكّر و حيران و متحيّر شده از سر ضرورت فى الحال لشكر را از آب گذرانيدند و ياغى را به زخم تير و شمشير بازگردانيدند و در ان روز جلال بهادر پسر امير حميد مردانگى و جلادت نموده با مقدار سى كس كه با او بودند جاى خود را نگاه داشته از سه قوشون كه در مقابلهء او بودند روى نگردانيد و طغاى مركان و شاهملك جدّ و جهد نموده تير بسيار انداختند و جلال بهادر كوركا و طبل بر گردن اسپ بسته جنگهاى سخت كرد و دشمن را گريزانيد امير صاحب‌قران او را تربيت فرمود و ولايتى معتبر بسيورغال ارزانى داشت و از دشمنان سه كس گرفته آوردند و كار محمّد ارلات در ان مصافّ به آخر رسيد و هركه آن‌روز هنرى نموده