بدان آب انتعاش يافتند راه خلاف سپرده بقول خود وفا ننمودند امير صاحبقران ميركا محمّد و اوجقرا بهادر را تعيين كرد تا قلعه را حصار دهند و خود مراجعت فرموده باغروق رسيد و امير شيخ على بهادر بمحاصرهء حصار بايزيد رفته بود امير صاحبقران حاجى سيف الدين و امير ايكو تيمور را نيز فرستاد تا در گرفتن آن سعى كنند ايشان رفتند و قلعه را در ميان گرفته نقبها زدند و بعد از جنگهاى سخت حصار را گرفته ويران گردانيدند و حاكم قلعه را بسته به حضرت آوردند درين اثنا بسمع شريف رسانيدند كه جماعتى از تركمانان در وسط بلاد هستند كه مضرّت ايشان مسلمانانرا عامّ است قوافل حجاز را مىزنند و رعايا را خرابى و مضرّت مىرسانند امير صاحبقران بىتوقّف سوار شده بقروغ ارغون رسيد و فرمان داد تا حواشى و اغروق در الاداغ توقّف نمايند و با لشكرها متوجّه شده حصار قلعهء ايدين را مسخّر فرمود و بر قلعهء اونيك گذشته بارزروم رسيدند و از انجا به آب جنججور نزول فرمود و امير صاحبقران بجانب ارزنجان بطهرتن ايلچى فرستاده او را بمطاوعت خواند و از شآمت مخالفت تحذير فرمود سر مطاوعت فرود آورده در مقام انقياد و بندگى درآمد و ايلچى را راضى و خشنود بانواع انعام و احسان نواخته بازگردانيد امير صاحبقران اميرزاده اميرانشاه را بطلب قرا احمد تركمان نامزد فرمود امتثال امر فرموده تراخت كرد و غنيمت بىحساب از اسپ و استر و گوسفند و اولجاى گرفته مراجعت نمود و ميركا محمّد را هم بدين مهمّ فرستاده به طرف كوهستان افتاد و مردم آن طرف سر راه او گرفته بودند بعد از جنگ بسيار بعزّ دولت ابد پيوند از ان تنگنا ببساط بوس و اصل شد و شيخ على هرغويى و اقبال شاه يارغوچى و تيلاك زودتر بايل قرا احمد رسيدند و با يكديگر حرب كردند و لالاخواجه را در ان حرب گرفتند و بندگئ حضرت جهانشاه بهادر را فرستاد تا ولايت را غارتيد و مالومنال بسيار غنيمت يافت و ليكن شاهملك به اختيار خود رفته بود صورتىكه مقدّر بود واقع شد امير صاحبقران از انجا بصحراى موش متوجّه شد و ولايت را مسخّر گردانيده به شهر اخلاط رسيد حاكم آنجا استقبال نمود او را بنواخت و ولايت را برو مسلّم داشت و از انجا بجانب اغروق روانه شد و ساير لشكر بر كنارهء دريا روانه شدند چون باغروق رسيدند ملك عزّ الدين كرد ياغى شده بحصار وان درآمد و چون لشكر رسيدند و قلعه را در ميان گرفتند ملك عزّ الدين از مخالفت پشيمان شده مطيع شد و از حصار فرود آمد اهل ولايت ياغى شده راه حصار را استوار كردند و مخالفت نمودند عرّاده و منجنيق از بيرون آماده كرده مدّت بيست روز لشكر توقّف نموده بعد از حرب بسيار حصار را گرفتند
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: نظام الدين شامى
ص١٠٣