تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
واقع شده و مىشود در حضرت او مجدّد كردند آن قضيّهء سابق بخاطر شريف آورده فرمود كه مدّتيست تا معاش ناپسنديدهء ايشان شنيده‌ام و آنچه از ايشان به نسبت با مسافران واقع مىشود بتخصيص دربارهء حجّاج بيت الله معلوم كرده و ايزد عزّ و علا رعيّت را كه ودايع الله‌اند بما سپرده است هرآينه فردا از ما خواهد پرسيد چگونه روا باشد كه در وسط مملكت جماعتى چنين مفسد باشند و ما را قدرت دفع و استيصال ايشان باشد و در ان باب تقصير كنيم پس بر ذمّت همّت ما واجب باشد بعضى از اوقات را بدفع شرّ ايشان مصروف گردانيدن و ولايت و مملكت را از مفسدان شرّير پاك كردن بنا برين امر فرمود تا از هر ده نفر لشكرى دو نفر اختيار كرده بيرون كردند و اغروق را گذاشته بىتوقّف سوار شده متوجّه جانب ايشان شد و اشارت فرمود تا بروجرد و حوالئ آن را غارت كردند و خرّم‌آباد را ويران گردانيدند و اكثر آن دزدان و مفسدان را بياساق رسانيدند درين ايّام آق تيمور بهادر و عمر بهادر و محمّد پسر همّت بيمار شدند و آن سه جوان بهادر هريك در ميعاد اجل خود شربت فنا نوش كردند و خواجه على مؤيّد را در بعضى ازين معارك زخمى رسيد و بعد از مدّتى بدان سپرى شد و در اثناى اين قضايا قصّاد خبر رسانيدند كه سلطان احمد از بغداد با لشكرى متوجّه تبريز شده است هم در روز امير صاحب‌قران اغروق را گذاشته سوار شده متوجّه تبريز شد و تا رسيدن رايات همايون بتبريز سلطان احمد رسيده بود و يك هفته بيش توقّف نتوانست نمود باز بجانب بغداد گريخت و از راه نخچوان و كردستان توجّه كرد و حاجى سيف الدين بنيكاميشى در پى رفت و الياس خواجه و امير شيخ على بهادر در عقب رسيده جنگ سخت كردند و از طرفين جماعتى مجروح شدند و آخر الامر از هم جدا گشتند و در ان مصافّ الياس خواجه زخم‌دار شد و بعد از ان آن زخم بيمارى مؤدّى شد و عاقبت صحّت يافت و ليكن يك پاى او ناقص ماند و سلطان احمد بجانب بغداد رفت و امير صاحب‌قران آن تابستان در تبريز و نواحئ آن بسر برد و تيرماه از راه نخچوان روانه شده بحصار كروم رسيد و جنگ انداخته آن را گرفت و پيشواى ايشان شيخ حسن نام را به حضرت آوردند و چون بحصار سورمارى رسيدند جنگ كردند و آخر الامر آن را گرفته خراب گردانيدند و توتان نام تركمانى كه بزرگ آن قوم بود گرفته فى الحال كوچ كرده بقلعه و حصار قرس رسيدند و اطراف و جوانب او فروگرفتند حصار قرس بغايت محكم و استوار بود و والئ آن فيروزبخت نام جنگى سخت كرد آخر الامر اطاعت كرده به حضرت آمد او را بنواخت و مزيد انعام و اكرام مخصوص گردانيد و از انجا كوچ كرده به بالاى موضع آق بغرا
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 99 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى